انواع سی دی و نرم افزار های جدید

      لینک های داغ

 
   
  


 




تهران وب  
اخبار روز :: تهران مانیا :: نسل جوان :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20 :: امواج :: هفت ستاره :: طنز :: ایران شادی :: خنده :: دنیای خنده

پزشکي(سلامتي و بهداشت) :: گوناگون

موضوع: آيا جنين درد را احساس نمي‌كند؟

آيا جنين درد را احساس نمي‌كند؟ ? دو گروه از محققان در آمريكا و زلاندنو در دو پژوهش جداگانه مدعي شده‌اند كه جنين آدمي تا زماني كه در رحم مادر قراردارد درد را احساس نمي‌كند و از اين رو پزشكان و سياستمداران بايد در خصوص تصميمات در مورد جنين ، به اطلاعات جديد توجه كنند. در گزارش پژوهشگران آمريكايي كه به سرپرستي مارك روزن از دانشگاه كاليفرنيا واقع در سانفرانسيسكو تحقيق خود را انجام داده‌اند و نتيجه آن را در نشريه ارگان اتحاديه پزشكان آمريكايي ?Journal of the American? ? Medical Association?به چاپ رسانده‌اند آمده است كه جنين آدمي تا ???? هفتگي به علت آماده نبودن مدارهاي مغزي لازم‌از توانايي ادراك درد برخوردار نيست. بر اساس اين گزارش، هرچند بخش تالاموس در مغز جنين ? 29?هفتگي مي‌تواند علائمي را دريافت كند كه در يك انسان برخوردار از اگاهي احساس درد بوجود مي آورد اما از آنجا كه بخش كورتكس مربوط به پردازش احساسات در جنين در چنين سني فاقد مدارهاي لازم براي دريافت و تفسير اين علائم است، جنين نمي‌تواند درد را حس كند. روزن در مقاله خود مدعي شده است: توانايي براي ادراك نمي‌تواند پيش از تكميل مدارهاي مغز موجود باشد و حتي پس از آن نيز براي آنكه اين مدارها توانايي كاركرد به دست آورند به زمان بيشتري براي كامل شدن نياز دارند. در اين گزارش همچنين شواهد مربوط به احساس درد جنين مردود شناخته شده است . اين شواهد عبارتند از واكنش نشان دادن جنين (به صورت جمع كردن خود) هنگام تزريق، چهره درهم كشيدن در هنگام بروز درد در جراحي زهدان و بالا رفتن مقدار هورمون مربوط به استرس و ناراحتي هنگامي كه تحت رويه‌هاي درد آور قرار مي‌گيرد. محققان دانشگاه كاليفرنيا در رد اين شواهد مدعي شده‌اند كه نظير همين علائم عينا در آن دسته از بيماران بزرگسالي كه از نظر مغزي مرده به شمار مي آيند و يا تحت تاثير داروي بيهوشي قرار دارند و حتي نوزاداني كه به صورت مادرزادي فاقد كورتكس پردازنده احساسات هستند، مشاهده مي‌شود. به ادعاي روزن نكته اصلي آن است كه درد نوعي برساخته رواني است كه به تجربه و حافظه اتكا دارد و بنابراين حتي اگر مدارهاي لازم در مغز براي جذب علائم آن موجود باشد، مغز بايد براي احساس آن ''آموزش'' ببيند. به گفته روزن ''درد يك تجربه حسي پيچيده است كه به درجاتي از آگاهي نياز دارد و با واكنش هاي رفلكسي و خودبخودي به كلي تفاوت دارد.'' اما برخي از متخصصاني كه در يازدهمين كنگره بين‌المللي درد در سيدني استراليا شركت جسته‌اند با اين نظر مخالفند. به گفته لارس آرنت - نيلسن از متخصصان برجسته درد شناسي در دانشگاه آلبورگ در دانمارك و يكي از داوران مقاله روزن و همكارانش، يكي از نقاط ضعف تحقيق روزن آن است كه در آن تاكيد زيادي بر اين نكته صورت گرفته‌است كه براي احساس كردن درد ، كورتكس جنين بايد توانايي كاركردي داشته باشد، در حاليكه بيماراني كه كورتكس پردازنه احساسات در مغزشان برداشته شده، يا در اين ناحيه دچار آسيب مغزي و يا به تومور مغزي در اين بخش مبتلا شده‌اند و بنابراين اين بخش در مغز آنان كار نمي‌كند،همچنان درد را احساس مي‌كنند. در مقاله دوم كه به وسيله ديويد ملور و همكارانش از دانشگاه ماسي در زلاند نو در نشريه ''برين ريسرچ ريويوز ? Brain Research Reviews?ارزيابي تحقيقات راجع به مغز'' انتشار يافته ادعا شده كه نوزادان در تمام دوران حضور در رحم مادر در حالت بيحسي وبيهوشي بسر مي‌برند زيرا هم مغز خود جنين و هم آنچه كه جفت جنين را بوجود مي‌آورد هورمون هاي بسيار قوي خواب آور توليد مي‌كنند. از جمله اين هورمونها ماده عصبي-استروئيدي بيهوش‌كننده موسوم به پرگنانولون ? pregnanolone?است. اين نظر به وسيله ماريا فيتزجرالد از يونيورسيتي كالج دانشگاه لندن مورد تاييد قرار گرفته است. فيتزجرالد در سال ? ?????به همراه يك محقق ديگر گزارشي درباره درجه آگاهي جنين براي كالج سلطنتي پزشكان متخصص زنان و زايمان تهيه كرد. به گفته فيتزجرالد ''به علت وجود مقادير زياد مواد شيميايي سركوب كننده سلولهاي عصبي بيدار بودن يا هشيار بودن جنين در تمام دوران شكل گيري آن در رحم نامحتمل است.'' ملور و همكارانش بتازگي همه آزمايشهايي را كه در آن اين نكته مورد چالش قرار گرفته كه جنين در اواخر دوران بارداري مادر حدود پنج درصد از اوقات كاملا هشيار است، مورد بررسي مجدد قرار داده‌اند. ملور مي‌گويد: ما اين مساله را با دقت دنبال كرده‌ايم و به اين نتيجه رسيده‌ايم كه دوره هاي بيداري در واقع حالات انتقال از يك مرحله خواب به مرحله ديگر هستند. اين نتيجه نيز به وسيله ديويد واكر از دانشگاه موناش در ملبورن در اسراليا مورد تاييد قرار گرفته است. موناش آزمايشهايي را بر روي جنين هاي گوسفندان انجام داده است. در اين آزمايشها معمولا نتايج فيزيولوژيكي مشابه آنچه كه در جنين انسان ديده مي‌شود به دست مي‌آيد. واكر مي‌گويد: اگر با استفاده از برخي مواد شيميايي جلوي عملكرد هورمونهايي كه موجب خواب بودن جنين مي‌شوند گرفته شود، آنگاه سيلي از فعاليتهاي الكتريكي در مغز و ماهيچه‌هاي جنين گوسفند مشاهده مي‌شود. آزمايشهاي ديگر در مورد گوسفندان حكايت از آن دارند كه آن دسته از بخشهاي مغز جنين گوسفند كه مسوول پردازش فعاليتهاي ادراكي پيچيده‌تر و بالاتر هستند تا زماني كه جنين به دنيا نيامده فعال نمي‌شوند. اين آزمايشها اين مدعا را تاييد مي‌كند كه تاثير هورمونها موجب سركوب فعاليت مغز جنين مي‌شود. به گفته ملور ''هدف از اين امر آن است كه جنين قادر به درك بسياري از احساسات فيزيكي نباشد زيرا در غير اين صورت او در برابر اموري واكنش نشان مي‌دهد كه در قبال انها كاري نمي‌تواند انجام دهد.'' ملور مدعي است كه اين نكته همچنين نشان مي‌دهد كه پزشكاني كه مي‌گويند چون يك نوزاد زودرس مي‌تواند درد را احساس كند بنابراين جنيني كه در همان سن قرار دارد نيز قادر به احساس درد است اشتباه مي‌كنند. به نفع جنين نيست كه از اين توانايي برخوردار باشد زيرا او قادر نيست كه درد را از خود دور يا از آن فرار كند. در پرتو اين تحقيقات تازه اين نگراني مطرح شده كه دادن داروهاي مسكن نظير مرفين به جنين عملا مي‌تواند به جنين آسيب برساند. ملور به آزمايشهايي اشاره مي‌كند كه در آنها جنين گوسفند پس از دريافت مرفين حركات تنفسي بسيار شديد از خود ظاهر ساخته است. اين حركات موجب مي‌شود ماهيچه‌هاي جنين اكسيژني بيش از آنچه كه در جفت موجود است مورد استفاده قرار دهد. ملور مي‌گويد ما براساس بررسي خود به پزشكان توصيه مي‌كنيم در دادن داروهاي روان گردان يا بيهوش‌كننده به جنين احتياط بيشتري كنند.

مطلب بعدی   ::  مطلب قبلی

   
  
تقشه سایت