| | |
|
انواع سی دی و نرم افزار های جدید |
لینک های داغ |
|
|
|
| | |

اخبار روز :: دوستان ::
تهران مانیا ::
نسل جوان :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20
:: امواج ::
هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ ::
طنز ::
ایران شادی :: خنده :: لینک باکس
:: دنیای خنده
|
|
|
دو تا گيلاس دور گوشهاش انداخت و روي تاب نشست. پاهاش رو خم و راست كرد و تكاني به تاب داد. از توي ساختمان صداي موزيك مي اومد. سعي كرد حركت تاب با ضرب آهنگ موزيك هماهنگ باشه. بعضي ها دوست دارن توي تاريكي با دوستشون برقصن، اما اون دوست داشت تو دل شب تنها باشه. دفعه اول كه اِكس زد، خودش رو از همه سر مي ديد. به همين خاطر تا صبح رقصيد. حالا دلش مي خواست تنها باشه. يكي صداش مي زد. دوست بود، دوستي كه آورده بودش اينجا...
ـ امشب بيا بريم پارتي، سرحال مي شي.
جوابي نداد. سرحال بود. «مهتاب، چه قشنگي!» ماه اون بالا بود. صورتش گرد و سفيد. قرصي كه خورده بود هم همين طور. قول داده بود كه از هميشه شادتر باشه. مهتاب قشنگ بود. تاب كه بالا مي رفت، دستش رو دراز مي كرد طرف ماه. «هميشه برام بخند، مهتاب!»
اتوبان رو براي اون دو تا خلوت كرده بودن. عروس و داماد با هم مي رفتن خونه. همه ماشينها رو جا گذاشته بودن. مهتاب خنديد. تاب اوج مي گرفت و بعد پايين مي رفت. باد افتاد توي تور سفيدش. تندتر، باز هم تندتر. «زندگي مال ما دوتاس.» دستش رو دراز كرد به طرف ماه. «مهتاب...» يه ماشين بزرگ وسط اتوبان بود. به ماه نگاه كرد. صداي ترمز گرفتن ماشين توي گوشهاش پيچيد...
تاب كه ترمز نداشت. ماه چقدر نزديك بود! تور سفيدش خوني شد. بايد صورت ماه رو پاك مي كرد. موهاش رو زد كنار. تمام صورتش خوني بود. مهتاب رو نگاه مي كرد. «هميشه با هم، روز خوش و شب تار.» نوك انگشتهاش به ماه خورد. خون به صورت ماه پاشيده. تاب رو تندتر كرد. يكي به طرف تاب ميآد. شايد مي خوان ماه رو ازش بگيرن. دستهاش رو از هم باز كرد. تاب رفت عقب و اومد جلو. بالا... پريد بالا. ماه رو محكم گرفت. با دو تا دستهاش. «مهتاب، هيچ كس نمي تونه ما رو از هم جدا كنه.»
خونِ مهتاب زمين رو گرم و خيس كرده بود. يك نفر از خانه دويد بيرون.
ـ دختره مهموني رو خراب كرد. براي چي آورديش اينجا؟
ـ خواستم يه خورده سرحال بياد.
برگشتن توي ساختمان. صداي موزيك بلندتر شد. مهتاب، ماه رو توي دستهاش داشت. تور سفيد روي سرش بود و به خانه بخت مي رفت...
اكستازي (ECSTASY) چيست؟
نام علمي اكستازي متيلن دياكسيـ اِن ـ متا آمفتامين است. اين تركيب روان افزا به طور مصنوعي ساخته مي شود. MDMA تركيب جديدي نيست. نخستين بار در سال 1912 يك شركت داروسازي آلماني ، با هدف ساخت تركيباتي براي كنترل و مهار اشتها در افراد چاق، اين ماده را توليد كرد. اما استفاده از آن تا اواخر دهه 1970 به تعويق افتاد. در اين زمان، روان شناسان و روان پزشكان MDMA را داروي مناسبي براي درمان اختلالات رواني و عاطفي معرفي كردند. اين محصول در دهه 1980 از انبار كارخانه ها خارج شد و مورد استفاده متقاضيان خياباني خود قرار گرفت. در سال 1985، دولت آمريكا مصرف اين تركيب را ممنوع اعلام كرد و مطالعات انجام شده در مورد حيوانات آزمايشگاهي در سال 1986، آثار مخرب اكستازي را بر سيستم عصبي نشان داد.
اكستازي خالص، پودري سفيد متشكل از كريستالهاي ريز است. از اين پودر بوي كپك به مشام مي رسد. در صورت وجود ناخالصي، اكستازي به رنگ هاي قرمز و قهوهاي نيز ديده مي شود. اين ماده به اشكال قرص، كپسول، پودر استنشاقي و برچسبهاي پوستي موجود است. اكستازي را تزريق هم مي توان كرد. اما در اغلب موارد، اشكال خوراكي آن مصرف مي شود.
ميزان MDMA در هر قرص از 9 تا 117 ميلي گرم متفاوت است. قرصهاي موجود در بازار حاوي مقدار اندكي MDMA و درصد زيادي ناخالصي هستند. كافئين، افدرين (تحريك كننده)، PMA ( فعال كننده سيستم عصبي)، MDA، DXM (تركيبي كشنده)،PCP و SPEED از جمله مواد محركي هستند كه به عنوان ناخالصي به قرصهاي اكستازي افزوده مي شوند.
دكتر شهاب صالح پور، متخصص بيماريهاي عفوني و عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي، استفاده از مواد مصنوعي محرك از خانواده آمفتامين همچون اكستازي را در جهان رو به گسترش مي داند و مي گويد: «براساس هشدار سازمان ملل متحد، خريد و فروش و مصرف اين مواد را به دشواري مي توان كنترل كرد. زيرا قيمت آنها ارزان است و به آساني همه جا در دسترس هستند. اين نوع موادِ شاديآور يا شاديافزا، به دليل ايجاد احساس شعف موقت، براي جوانان جذابيتي خاص پيدا كردهاند. در تايلند تركيبات آمفتامين ها به شكلات افزوده مي شود و به نام يا ـ با (YA-BA)، كه در زبان تايلندي به معناي داروي جنون است، به كودكان و نوجوانان فروخته مي شود. قرصهاي SPEED را رانندگان تاكسي مي خورند و با سرعت 160 كيلومتر در ساعت در بزرگراه هاي تايلند تردد مي كنند. همچنين اين قرص در تايلند در كنار مشروبات الكلي براي مشتريان سرو مي شود. در اندونزي تركيبي مشابه به نام شابو (SHABU) به بازار عرضه شده كه ارزان قيمت است و معمولاً روسپيان و مشتريان آنها از آن استفاده مي كنند. مردم محلي به آن برادر فقير كوكائين مي گويند. افراد طبقه متوسط به جاي آن اكستازي مصرف مي كنند كه گران تر است. بررسيهاي به عمل آمده در انگلستان نشان مي دهد كه يك ميليون نفر اكستازي مصرف ميكنند. به اين دارو در انگلستان داروي عشق گفته ميشود.»
به اين ترتيب، دارويي كه در سالهاي پس از جنگ جهاني اول براي درمان افسردگي سربازان آمريكايي و آلماني به كار مي رفت، در دهه هاي بعد، به عنوان يك ماده شادي آور رواج يافت.
حميد 18 سال دارد. وي دانشآموز دوره پيش دانشگاهي است. حميد را در بخش اعصاب و روان يكي از بيمارستان هاي تهران بستري كردهاند. وي كه در حدود يك ماه پيش به قصد خودكشي رگ دست خود را از ناحيه مچ بريده است، در پاسخ به اين سؤال كه چرا اكستازي مصرف مي كند، ميگويد: «شادي اش را نمي شود وصف كرد.»
دكتر آذردخت مفيدي، روانپزشك و روانكاو سازمان پزشكي قانوني كشور، آثار مصرف اكستازي را بر روان ، اين گونه تشريح مي كند: «روان به سه جزء خودآگاه، پيش آگاه و ناخودآگاه تقسيم مي شود. در سطح خودآگاه، انگيزهها، رفتارها و احساساتي مطرح هستند كه نسبت به آنها آگاهي داريم. تفكرات و احساسات موجود در سطح پيش آگاه با تمركز قابل دسترسي اند و نسبت به سطح ناخودآگاه آگاهي نداريم. اكستازي به معناي جذبه است. جذبه ، حالتي در روان است كه در آن سطح خودآگاه موقتاً محو مي شود و فرد در مقابل سطح پيش آگاه و ناخودآگاه خود قرار مي گيرد. احساسات، تفكرات و اعمال ما را سطح خودآگاه كنترل مي كند. با از بين رفتن كنترل خودآگاه، افكار و تعارضات ناخودآگاه بروز مي كنند. مثلاً فردي را در نظر بگيريد كه از اجتماع وحشت دارد. اين فرد در شرايط معمولي ارتباط صميمانه اي با اطرافيان برقرار نمي كند. اما به دنبال مصرف اين دارو، ترس خودآگاه وي از اجتماع محو مي شود و تمايل فرد به برقراري ارتباطات اجتماعي افزايش مي يابد. همچنين در شرايط طبيعي، مواجه شدن ما با عوامل استرس زا موجب ترشح هورمون هاي خاصي مي شود كه بدن را در وضعيت فرار و گريز قرار مي دهد. مصرف اكستازي نيز چنين وضعيتي را در بدن ايجاد مي كند. تمام مكانيسمهاي دفاعي بدن به كار مي افتند و انرژي فرد زياد مي شود.
مهمترين اثر اين دارو امنيت بخشي رواني است. به طور كلي، انگيزه انسان براي هر عملي از سه عامل منشأ مي گيرد: عشق، ترس و گناه. اين نوع داروهاي روانگردان احساس ترس و گناه را در روان به حداقل مي رسانند. در نتيجه، اعتماد به نفس فرد افزايش مي يابد و تمايل طبيعي او براي برقراري ارتباط صميمانه فيزيكي و عاطفي زنده مي شود. هر فرد با رشد مكانيسم هاي رواني خود احساس امنيت مي كند و با محيط پيرامونش سازگار مي شود. اگر فردي احساس امنيت را با مصرف دارو يا ماده خاصي به روان خود القا كند، در درازمدت توانايياش براي خلق چنين شرايطي به حداقل مي رسد. يعني اكستازي ، يك شخصيت كاذب ايجاد مي كند و به دنبال قطع دارو، فرد به وضعيت رواني نابسامان اوليه بازميگردد.»
دكتر فربد فدايي، روان پزشك و عضو هيئت علمي دانشگاه، در مورد آثار مصرف اكستازي مي گويد: «اين دارو باعث ايجاد احساس سرخوشي و قدرت مي شود. توجه و تمركز فرد نيز به دنبال مصرف اكستازي افزايش مييابد.»
اثر MDMA، 20 تا 40 دقيقه پس از خوردن قرص اكستازي ظاهر مي شود. احساس خشنودي، نشاط، صميميت و نزديكي به افراد به شكل افراطي در فرد به وجود مي آيد. اين آثار 60 تا 90 دقيقه پس از مصرف اكستازي به حداكثر خود مي رسند و 3 تا 4 ساعت پس از مصرف از بين مي روند و خستگي، اضطراب و افسردگي جانشين آنها مي شود.
دكتر مهديس كامكار، روان پزشك، به اختلالات دركي ناشي از مصرف اكستازي اشاره مي كند: «درك هر پنج حس در فرد مختل مي شود. يعني فرد بدون وجود محرك خارجي، حسي را درك مي كند. در حالت طبيعي، براي درك هر حس، قسمتي از قشر مخ فعال مي شود. به دنبال ايجاد اختلال در سيستم اعصاب مركزي، مناطق مختلف قشر مخ بدون وجود محرك واقعي فعال مي شوند. شايع ترين توهم در اين ميان مربوط به حس بويايي است. يا اين كه فرد صدايي را مي بيند و مي شنود. اصطلاح جيغ بنفش را براي فهم بهتر اين وضعيت مثال مي زنم. يعني هم صداي جيغ را مي شنود و هم آن را به رنگ بنفش مي بيند. همچنين، درك هر حس زياد مي شود. مثلاً فرد صداي شخصي را كه در نزديكي او نشسته است از فواصل دوردست مي شنود، يا ماه را لمس مي كند. اين وضعيت بسيار وحشتناك و رعبآور است و فرد دچار روانپريشي مي شود. به دنبال مصرف اكستازي، شعور، آگاهي و روان فرد مختل مي شود. او نمي داند كه كجاست، كيست و متعلق به چه زماني است. همچنين، اين ماده آستانه تحريك پذيري رواني را پايين ميآورد.»
دكتر ساحل همتي گركاني، روان پزشك و عضو هيئت علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي مي گويد: «اكستازي بر قدرت سنجش واقعيت اثر مي گذارد و فرد را مستعد جنون مي كند. اين افراد بخصوص نسبت به حركات غيركلامي اطرافيان حساس مي شوند. مثلاً فكر مي كنند كه سايرين مشغول بدگويي از آنان هستند. مشكل ديگري كه در مصرف كنندگان اكستازي ظاهر مي شود «سندروم پس از توهم» است. متأسفانه در نيمي از مصرف كنندگان، اين سندروم بروز مي كند. به اين ترتيب كه شخص، پس از محو آثار اكستازي، تجربيات زمان سرخوشي را درك مي كند. اين وضعيت ناخواسته، موجب افزايش ميل به خودكشي در اين گروه ميشود.»
افزايش قواي فكري، افزايش احساس رضايت از وضع موجود، افزايش انرژي بدن، احساس راحتي و آرامش، احساس نزديكي و تعلق به ديگران، احساس عشق و يكدلي و بخشش و عفو، تقويت حس قدرداني، احساس عطش، كاهش تمايل به خوردن، اصرار به در آغوش گرفتن و بوسيدن ديگران، افزايش سرعت عمل، حركات غيرارادي چشم، غيرارادي بودن احساسات، پرچانگي و حركت دادن زبان و فك، دندان قروچه يا ساييدن دندانها به هم، گرفتگي عضلات، افزايش ضربان قلب، پرفشاري خون، بيقراري، اضطراب، نگراني، لرزش اندامها، افزايش دماي بدن يا كاهش آن، از دست رفتن آب بدن، سردرد، سرگيجه و از بين رفتن تعادل از ديگر علائم مصرف داروي روانافزاي اكستازي هستند. به دنبال افزايش فعاليت سيستم عصبي خودكار و پرفشاري خون، فرد مستعدِ ابتلاء به حملات قلبي و مغزي مي شود. به علاوه، گاه كاهش حجم آب بدن آنقدر زياد است كه منجر به مرگ فرد درنتيجه كاهش حجم خون مي شود. اكستازي ، هيپوتالاموس يا مركز تنظيم حرارت بدن را نيز تحت تأثير خود قرار ميدهد. در نتيجه دماي بدن مصرفكننده به شكل غيرقابل مهاري بالا يا پايين مي رود.
تخريب روان و جسم
اكستازي اثرهاي متعددي بر مغز مي گذارد. اين ماده يك واسطه عصبي ـ شيميايي به نام سروتونين را آزاد و همچنين از بازجذب سروتونين جلوگيري ميكند. واسطه عصبي ـ شيميايي ديگري كه ميزان ترشح آن تحت تأثير اكستازي قرار مي گيرد، دوپامين است . مقدار دوپامين مغز را كاهش ميدهد.
تحقيقات اخير نشان مي دهد كه MDMA آثار مخربي بر مغز دارد. دكتر جورج ريكورته (GEORGE RICAURTE)، استاد عصب شناسي دانشكده پزشكي دانشگاه جان هاپكينز آمريكا، تصاوير كامپيوتري به دست آمده از مغز افرادي را كه اكستازي مصرف مي كنند مطالعه كرده است: كساني كه در طول 5 سال به طور متوسط 200 مرتبه قرص اكستازي مصرف كردهاند، هرچند از نظر رفتاري كاملاً طبيعياند، درجاتي از تخريب مغزي را نشان مي دهند. همچنين ارتباط معناداري ميان دفعات مصرف اكستازي و ميزان تخريب مغزي به دست آمد. دكتر ريكورته دريافت كه اكستازي در مصرف كنندگان دائمي خود 20 تا 60 درصد از سلولهاي سازنده سروتونين را از بين مي برد. تخريب اين سلولها قدرت يادآوري و يادگيري فرد را كاهش مي دهد.
دكتر حميد مرتضوي، روان پزشك و متخصص ترك اعتياد مي گويد: «مصرف طولاني مدت اين دارو علائم روحي و رواني مشابه بيماران اسكيزوفرن ايجاد ميكند.»
آرميتا ف. دوبار در هفته به بخش دياليز يكي از بيمارستانهاي تهران مي آيد و چهار ساعت طاقت فرسا روي تخت دياليز مي خوابد. به لولـههاي قطور دستگاه نگاه مي كنم. خون از طريق يك لولـه به داخل دستگاه مي رود و با لولـه ديگري به بدن آرميتا منتقل مي شود. چشمان جوان و غمگينش را به من مي دوزد: «هرچه مي خواهي بگو. جنس خوب و رفيق ناباب... قرص اكس اين بلا را سرم آورده».زوال حافظه كوتاه مدت، تخريب سلولهاي قشر مخ، نارسايي كبد و كليه ها، كاهش شديد وزن و ضايعات پوستي از جمله ديگر عوارض مصرف اكستازي است كه به تأييد سازمان بهداشت جهاني رسيده است. به اعتقاد يكي از محققان برجسته آمريكايي، قدرت تخريب اكستازي چنان است كه حتي با يك بار مصرف آن، احتمال از دست دادن 60 درصد از حافظه وجود دارد.
اكستازي بر ساختمان ماده وراثتي موجود زنده (DNA) نيز اثر مي گذارد و نقايص ژنتيكي ايجاد مي كند.
نام بهرام ق. در فهرست دريافت پيوند كبد قرار دارد. او 16 ساله است و تنها يك بار نصف قرص اكس خورده است. سموم موجود در اين قرص ، كبد بهرام را از كار انداخته است. حالا او منتظر است تا بخشي از كبد برادرش را با يك عمل پيوند دريافت كند.
| |
مطلب بعدی
::
مطلب قبلی
|
|
|
| |
|
|
| | |