A AGNI TATTWA: عنصر آتش.
AHAMKARA: من - خويشتن.
AHIMSA: عدم خشونت.
AJNA CHAKRA: مركز فرمان رواني واقع در ميان مغز - چشم سوم.
AKASHA TATTWA: عنصر اتر.
AMAROLI: تمرين يوگاي تانترايي كه در آن از ادرار بصورت داخلي يا خارجي براي تامين سلامتي ذهن و بدن استفاده مي شود.
AMRIT: شهد سايكيك كه در بيندو ترشح شده و از لالانا چاكرا بر روي ويشودهي چاكرا مي چكد و احساس سرمستي و شعف ايجاد مي كند.
ANAHATA CHAKRA: مركز رواني واقع در ناحيه قلب.
ANAHATA NADA: صداي ناشنيده و لاينقطع
ANANDA: شعف جاوداني.
ANANDAMAYA KOSHA: كالبد سعادت و شعف.
ANNAMAYA KOSHA: غلاف يا كالبد مادي.
ANTAHKARANA: ابزار دروني - ذهن متجلي شده كه شامل چهار بعد ماناس ، بودهي ، چيتا و آهامكارا مي باشد.
ANUSHTHANA: دوره ثابت و معين سادانا كه معمولا از صبح زود تا اواخر شب انجام مي شود.
APANA VAYU: انرژي حياتي واقع در پايين بدن زير ناف.
APARIGRAHA: عدم مالكيت - قبول نكردن هداياي تجملي.
APAS TATTWA: عنصر آب.
ARTHA: نيازهاي مادي - ثروت.
ASANA: وضعيت راحت و ثابت بدني.
ASHRAM: اجتماع يوگايي كه ساكنين آن بطور يكسان زير نظر گورو زندگي و كار مي كنند.
ASHRAMA DHARMA: چهار مرحله زندگي كه عبارتند از براهماچاريا ، گريهاستا ، واناپراستا و سانياسا.
ASHTANGA YOGA: يوگاي هشتگانه كه شامل بخشهاي ياما ، نياما ، آسانا ، پراناياما ، پراتياهارا ، دهارانا ، دهيانا و سامادهي مي باشد.
ASMITA: وضعيتي فراسوي خويشتن و احساس منيت كه در آن تنها آگاهي خالص وجود دارد.
ASTEYA: درستكاري - دزدي نكردن.
ATMAN: روح فردي.
AUSHADI: بيدار كردن انرژي معنوي از طريق گياهان.
AVADHUTA: عابدي كه دنيا را ترك گفته باشد. ششمين مرتبه سانياسا كه عابد در آن معمولا برهنه مي باشد - بالاترين مرتبه رياضت.
AVATARA: تجسد مقدس - تجسد خداوند بر روي زمين.
AYURVEDA: سيستم ودايي تشخيص و درمان بيماريها. آبـيـاسا(Abhyasa): تمـرين، ممارست، مقايسه شود با وايراگا
آتـمـان(Atman): خود، خود متعالي يا روح که جاوداني و فرا - آگاه است، هويت يا ذات واقعي ما، گاهي بين آتمـان به عنوان خود هرشخص و پاراما _ آتمـان به عنوان خود متعالي تفاوت قايل مي شوند. رجوع کنيد به پوروشا، مقايسه شود با برهمن
آدوايـتـا(Advaita): حقيقت، آموزش اينکه تنها يک واقعيت وجود دارد(آتمـان، برهمن)، به ويژه در اوپانيشادهـا، رجوع شود به ودانتـا
آرجـونـا(Arjuna): سپيد، يکي از پنج شاهزاده پانداوا که در جنگ بزرگي که در ماهابهاراتا به تصوير کشيده شده است شرکت داشت، مريد انساني خداگونه بنام کريشنا که تعاليم وي در باگاواد گيتا نوشته شده است.
آسـانـا(Asana): نشستن، وضع قرار گرفتن فيزيکي بدن(رجوع شود به آنگا، مودرا): سومين پايه(آنگا) ازمسيرهاي هشتگانه پاتنجلي(آشتانگا يوگا)، اين اصطلاح در آغاز تنها به معني وضعيت مديتـيشـن بکار گرفته مي شد اما بعدها در هاتا يوگا اين جنبه از راه يوگا به ميزان زيادي تکامل يافت
آسـميـتـا(Asmita):هست بودن، من بودن، يکي از مفاهيم در يوگاي هشتگانه پاتنجلي، تقريبا معادل آهامکارا
آشـرامـا(Ashrama): عزلتـکـده، همچنين يکي از مراحل زندگي مانند براهماچاريا، منزل نشيني، جنگل نشيني، و عزلت کامل(سامنياسين)
آشتانـگا يـوگـا(Ashta-anga-yoga, ashtanga-yoga): پيوند هشتگانه، يوگاي هشتگانه پاتنجلي شامل انضباط اخلاقي(ياما)، پرهيز فردي(نياما)، حرکات(آسانا)، کنترل تنفس(پراناياما)، بازداري حسي(پراتياهارا)، تمرکز(دهارانا)، مراقبه(ديانا)، و خلسه(سمادهي) که فرد را به رهايي(کايواليا) هدايت مي کنند.
آکـاريا(آچاريا)(Acarya): مربي، راهنما، مرشـد، مقايسه شود با گورو
آکـاشـا(Akasha): اتـر، فضـا، اولين عنصر مادي از پنج عنصري که جهان مادي را تشکيل داده است، گاهي براي اشاره به فضاي دروني يا فضاي آگاهي (موسوم به سيد آکاشا) نيز به کار گرفته مي شود.
آمـريـتـا(Amrita): بي مرگي، فناناپذيري، اشاره به روح فناناپذير(آتمان، پوروشا)، همچنين عصاره فناناپذيري که از مرکز انرژي رواني ناحيه تاج سر خارج مي شود(رجوع کنيد به ساهاس رارا چاکرا) و در حالت فعال شده، جسم را به جسم الهي تبديل مي کند(ديويـا - دها)
آنـانـدا(Ananda): سعادت، سرور، نهايت لذت که اساس کيفيت حقيقت نهايي(تاتوا) است
آنـگـا(Anga): اندام، بدن(دها، شاريرا)، همچنين بخشهاي بنيادي راه يوگا از قبيل آسانا، دارانا، ديانا، ياما، نياما، پراناياما، پراتياهارا، سمادهي
آوادوتا(Avadhuta): کسي که همه چيز را از خود دور کرده است، نوعي از عزلت گزيني(سامنياسين) افراطي که با رفتارهاي خلاف عرف همراه است.
آويـديـا(Avidya): جهالت، علت ريشه اي رنج(دوکـهـا)، آجـنـانـا نيز ناميده مي شود، مقايسه شود با ويديا
آهامکـارا(Ahamkara): خـود، فرديت هـر کس که بايد تعالي يابد، مقايسه شود با آسميتا، رجوع شود به بودي و مانا
آهـيـمسـا(Ahimsa): بي آزاري، مهمترين انضباط اخلاقي
آيـورودا(Ayurveda, Ayur-veda): علم زندگي، يکي از روش هاي باستاني طب هندي، روش ديگر طب سيداي جنوب هند بوده است.
B
BANDHA: قفلهاي روان عضلاني انرژي كه باعث تغيير جهت انرژي در بدن مي شوند.
BHAGAVAD GITA: نغمه ايزدي - تعاليم لرد كريشنا به آرجونا كه در ميدان جنگ كوروكشترا در طول جنگ بزرگ ماهابهاراتا داده شد.
BHAGAVAN: لرد نارايانا يا هاري.
BHAJAN: نغمه عابدانه.
BHAKTI YOGA: يوگاي تعبد- بهاكتي يوگا به نه بخش تقسيم مي شود كه عبارتنداز: سراوانا (شنيدن درباره معبود) ، كيرتانا (ذكر شكوه و جلال معبود) ، اسمارانا (به ياد داشتن نام و حضور معبود) ، پاداسوانا (خدمت به معبود) ، آرچانا (پرستش معبود) ، واندانا (كرنش كردن در برابر معبود) ، داسيا ( احساس خادم بودن در برابر معبود) ، ساكهيا (دوستي با معبود) ، آتما نيودانا (سرسپردگي كامل به معبود).
BHASMA: خاكستر مقدس.
BHIKSHA: صدقه.
BHIKSHU: مانك ، سانياسين.
BHOGA: تجربه - لذت.
BHOOTA: عنصر.
BHRUMADHYA: مركز بين دو ابرو - كشترام يا نقطه تماس آجنا چاكرا.
BIJA MANTRA: بذر صوتي - مانترا يا صوت پايه اي كه ريشه در فراهوشياري دارد.
BINDU VISARGA: مركز رواني كه در بالا و پشت سر واقع گرديده - نقطه يا قطره اي كه بنياد تمامي كائنات مي باشد - اساس كل هستي.
BRAHMACHARYA: كنترل و جهت دهي مجدد انرژي جنسي بمنظور دستيابي به بيداري معنوي.
BRAHMA GRANTHI: گره خلقت - گره روان عضلاني كه در ناحيه عجان واقع شده و براي اينكه كنداليني بتواند از درون سوشومنا نادي بالا برود بايد باز باشد.
BRAHMAMUHURTA: زمان بين 4 تا 6 صبح كه زمان ساتويك روز بوده و بهترين موقع براي انجام ساداناهاي يوگا مي باشد.
BRAHMA NADI: ظريفترين جريان انرژي درون سوشومنا نادي.
BRAHMARANDHARA: سوراخي در بالاي سر كه كنداليني در هنگام ماهاسامادهي از آن ناحيه بدن را ترك مي كند.
BUDDHI: خرد متعالي - توانايي ارزيابي چيزها براي پيشرفت زندگي.
باندا(Bandha): قيد، اسارت، اشاره به اين حقيقت که انسانها معمولا در اسارت جهل(avidya) قرار دارند و اين امر آنان را بجاي زندگي در سايه رهايي دروني ناشي از دانايي(ويديا، جنانا)، به سوي يک زندگي تحت حاکميت رفتار کارمايي قرار مي دهد.
برهـما(Brahma): کسي که بسيار بزرگ است، آفريدگار هستي، اولين اصل(تاتوا) براي ظهور حقيقت غايي(برهمن)
برهماچاريا(Brahmacharya): مشتق ازبرهما و آچاريا به معني هدايت برهمايي، تربيت صفات رباني که اوجاها را ايجاد مي کند.
برهمانا(Brahmana): برهمن عضوي از بالاترين گروه اجتماعي جامعه سنتي هند، همچنين متن مذهبي اوليه اي که متون مذهبي و اسطوره اي وداهاي چهارگانه را تفسير مي کند. مقايسه شود با آرانياکا، اوپانيشاد، ودا
برهمن(Brahman): آنچه که بسيار بزرگ است، حقيقت غايي(مقايسه شود با آتمان، پوروشا)
بودا(Buddha): بيدارشده، اشاره به کسي که به مقام ارشاد(بودي)و بنا براين رهايي دروني دست يافته است، عنوان افتخاري گوتاما پايه گذار بوديسم که در قرن ششم پيش از ميلاد مسيح مي زيسته است.
بودّي(Buddhi): کسي که هشيار است، بيدار، ذهن برتر که جايگاه خرد است(ويديا، جنانا)، مقايسه شود با ماناها
بودي(Bodhi): ارشاد، حالت بيداري پير، يا بودا
بودي ساتوا(Bodhisattva): وجود ارشادکننده، در يوگاي بوديستي ماهايانا، فردي که با انگيزه مهرباني و شفقت(کارونا) بخاطر ديگران به دستيابي به مقام ارشاد متعهد مي شود.
بهاکتا(Bhakta): مريد، مريد فرقه بهاکتي يوگا بهاکتي(Bhakti): ارادت، عشق، عشق بهاکتا به خداوند يا گورو به عنوان مظهر خداوند، همچنين عشق خداوند به مريد
بهاکتي _ سوترا(Bhakti-Sutra): کلمات قصار در باره عشق، مجموعه اي از کلمات قصار درباره يوگاي عاشقانه که به وسيله ناراداي حکيم تاليف شده است، کتاب ديگري با همين عنوان نيز به شانديلياي حکيم منسوب است.
بهاکتي يوگا(Bhakti Yoga):يوگاي عشق، يکي از شاخه هاي عمده يوگاي باستاني که از ظرفيت احساسي سالک براي اتصال به حقيقت غايي با تصور خداوند به صورت والاترين فرد بهره مي گيرد(اوتاما _ پوروشا).
بهاگاواد گيتا(Bhagavad Gita): طنين خداوند، قديمي ترين کتاب مدون يوگا که در دفينه هاي ماهابهاراتا کشف شد و شامل تعليمات کارما يوگا(طريقت حرکت تعالي دهنده)، سامکيا يوگا(طريقت بينش درست نسبت به قوانين هستي)، و بهاکتي يوگا(طريقت عبادت) مي باشد. بيش از 3500 سال پيش انسان خداگونه اي بنام کريشنا، شاهزاده آرجونا را در ميدان جنگ تحت اين تعليمات قرار داد.
بهاگاواتا پورانا(Bhagavata-Purana): بهاگاواتاي سنتي، کتابي حجيم با قدمت ده قرن که به وسيله راهبان ويشنو، به ويژه در تجسم وي بصورت کريشنا تقديس مي شود. شريماد _ بهاگاواتا نيز ناميده مي شود.
بيندو(Bindu): بذر، امتياز، نيروي خلاقه نهفته در هرچيز هنگامي که تمام انرژي ها متمرکز هستند، نقطه اي که روي پيشاني گذاشته مي شود و نشان دهنده چشم سوم است(تيلاکا نيز ناميده مي شود)
C
CHAKRA: دايره - چرخ - مراكز سايكيك كه درون كالبد پرانيك قرار گرفته اند - نقاط تماس ناديها با هم - چاكراهاي اصلي عبارتند از: مولادهارا ، سوادهيستهانا ، ماني پورا ، آناهاتا ، ويشودهي ، آجنا و ساهاسرارا.
CHARVAK: يكي از مكاتب فلسفي هند كه تنها پديده هاي ملموس را معتبر مي داند.
CHELA: مريد .
CHIDAKASHA: فضاي هوشياري كه در ناحيه سر تجربه مي شود.
CHIT: هوشياري ابدي و ازلي.
CHITTA: هوشياري فردي كه شامل مراتب نيمه آگاه و ناخودآگاه ذهن مي شود - حافظه ، تفكر ، تمركز ، توجه ، تعمق. سين مودرا(Cin-mudra): مهر هشياري، حالتي معمول در دست(مودرا) در وضعيت مديتيشن (ديانا) که در آن انتهاي انگشت نشانه و شست با يکديگر در تماسند و بقيه انگشتان به حالت مستقيم حفظ مي شوند.
سيت(Cit): هشياري، حقيقت غايي فراهشيار، رجوع کنيد به آتمان، برهمن
سيتا(Citta): چيزي که هشيار است، هشياري معمولي، ذهن، متضاد سيت چاکرا(Cakra , Chakra): چرخ، چاکرا در لغت به معني چرخ ارابه است اما در استعاره به مراکز رواني_انرژي زاي جسم پنهان (سوکشاما- شاريرا) اطلاق مي شود. در يوگاي بوديستي پنج چاکرا در بدن شناخته شده است در حالي که در يوگاي هندي بيش از هفت عدد از اين مراکز ذکر مي شود که شامل:
مولا-آدهاراچاکرا (مولادهاراچاکرا) در قاعده ستون فقرات،
سواديشتانا چاکرا در ناحيه تناسلي،
مانيپورا چاکرا در ناف،
آناهاتا چاکرا در قلب،
ويشودا چاکرا يا ويشودي چاکرا در گلو،
آجنا چاکرا در ميان سر
ساهاسرارا چاکرا در فرق سر
هستند.
D
DHARAKASHA: فضاي در برگيرنده مولادهارا ، سوادهيستهانا و ماني پورا.
DARSHANA: ديدن - نگريستن - مكاتب فلسفي هند كه به شش دسته تقسيم مي شوند و عبارتند از: سانكهيا ، يوگا ، پوروا ميمانسا ، ودانتا ، وايششيكا و نيايا.
DEVATA: رب النوع.
DHARANA: متمركز كردن ذهن بر روي يك نقطه - تمركز.
DHARMA: نقش طبيعي كه هر شخص در زندگي ايفا مي كند - قانون اخلاقي - وظيفه.
DHYANA: مديتيشن - مراقبه.
DIKSHA: مشرف شدن به زندگي معنوي توسط گورو. دارشانا(Darshana): مشاهده، مشاهده در مفهوم کلامي و استعاره اي آن، نوعي روش فلسفي مانند دارشانا يوگاي پاتنجلي، رجوع شود به دريشتي
دوا(Deva): کسي(مذکر) که مي درخشد، هرالهه مذکرمانند شيوا، ويشنو، يا کريشنا، در هر دو صورت حقيقت غايي و فرشته اي بلند مرتبه
دوي( Devi): کسي (مونث) که مي درخشد، هر الهه مونث مانند پارواتي، لاکشمي، يا رادا در هر دو صورت حقيقت غايي(در قطب مونث خود) و فرشته اي بلند مرتبه
دهارانا(Dharana): نگه داشتن، تمرکز، ششمين پايه (آنگا) از يوگاي هشتگانه پاتنجلي
دهارما(Dharma): حامل، اصطلاحي با معاني متعدد که غالبا به معني قانون، مشروعيت، پرهيزگاري، نيکوکاري، تعادل به کار مي رود.
ديانا(Dhyana): تصور، مديتيشن، هفتمين پايه(آنگا) از يوگاي هشتگانه پاتنجلي
ديکشا(Diksha): معرفي کردن، معرفي و آشناشدن با جنبه هاي پنهان يوگا يا استادان يوگا در سطحي ويژه، تمامي يوگاي سنتي به همين روش فعاليت مي کند.
دريشتي( Drishti): منظره، نما، چشم دوختن و نگاه دقيق در يوگا به محل هايي مانند نوک بيني يا نقطه ميان دو ابرو، رجوع شود به دارشانا
دوهـکـا(Duhkha): رنج بردن، يکي از واقعيت هاي بنيادين زندگي که از جهالت (آويديا) ذات حقيقي ما (به عبارت ديگر، خود يا آتمان) ناشي مي شود.
E
EKADASI: يازدهمين روز از هريك از دو نيمه ماه قمري.
EKAGRATA: متمركز كردن ذهن.
F
G
GANDHA: بو - رايحه.
GAYATRI MANTRA: يكي از مقدس ترين مانتراهاي ودايي †اوم بهو بهوا سوه تت سويتوه ورنيم بهرگو دوسيه دهيماهي دهيو يو نه پرچوديات “.
GHEE: كره تصفيه شده.
GHERAND SAMHITA: يكي از متون باستاني يوگايي كه توسط يوگي گراند نوشته شده است.
GRANTHI: سه گره سايكيك كه عبارتند از : براهما گرانتهي ، ويشنو گرانتهي و رودرا گرانتهي.
GUNA: صفات و كيفيات عالم محسوسات كه به سه دسته ساتوا ، راجاس و تاماس تقسيم مي شود.
GURU: استاد معنوي.
GURUKRIPA: فيض و بركت گورو.
GURU POORNIMA: روزي مقدس در تابستان براي اداي احترام به گوروها.
GYANA YOGA: راه تعمق و انديشيدن درباره ماهيت حقيقي خويشتن.
H
HAMSA MANTRA: مانتراي سوهام.
HARI: موجودي كه اعمال شيطاني كساني را كه به او پناه مي برند از بين مي برد - يكي از نامهاي لرد نارايانا يا كريشنا.
HATHA YOGA: يكي از سيستمهاي يوگا كه براي كنترل بر روي كالبد فيزيكي و پرانا مورد استفاده قرار مي گيرد و شامل بخشهايي همچون آسانا ، پراناياما ، مودرا ، بانداها و شات كارما مي باشد.
HATHA YOGA PRADIPIKA: متن باستاني يوگايي كه توسط يوگي سواتماراما نوشته شده است.
HIRANYAGARBHA: زاهدان طلايي - تخم طلايي - خرد كيهاني.
HRIDAYAKASHA: فضاي قلب كه بين ماني پورا و ويشودهي چاكرا تجربه مي شود.
I
IDA NADI: يكي از كانالهاي اصلي پرانا در بدن - بعد منفعل پرانا كه بصورت انرژي ذهني يا چيت شاكتي متجلي مي شود.
INDRYA: اندامهاي حسي كه به دو دسته كارما ايندريا (ارگانهاي عملكردي) و جناناايندريا (ارگانهاي دريافتي) تقسيم مي شوند.
ISHTA DEVATA: شكل مجسم چيزي كه ما نسبت به آن احساس كشش كرده و آنرا وجود متعال مي دانيم.
ISHWARA: حقيقت متعالي - اصل فناناپذير فلسفه سانكهيا - هستي نامتجلي - كيفيت يا اصل لايتغير.
ISHWARA PRANIDHANA: ايمان داشتن به حقيقت متعالي.
ايدا نادي(Ida-nadi): مجراي کمرنگ، جريان پرانا يا قوس صعودي در کناره چپ کانال مرکزي (سو شومنـا نـادي) که با دستگاه عصبي پاراسمپاتيک مربوط است و هنگامي که فعال شود بر روي ذهن اثر آرامش بخش خواهد داشت، مقايسه شود با پينگالا_نادي.
ايشوارا(Ishvara): حکمران، خداوند، به آفريدگار نيز اشاره دارد(رجوع کنيد به براهـمـا)، در يوگا دارشاناي پاتنجلي به خود متعالي نيز اشاره دارد(پوروشا)
ايشـوارا - پـرانيدانـا(Ishvara-pranidhana): تعلق به خداوند، تسليم در برابر پروردگار، يکي از تمرين هاي پرهيز فردي(نيـامـا)در يوگاي هشتگانه پاتنجلي، همچنين رجوع کنيد به بهاکتي يوگا.
J
JAGRAT: نخستين بعد هوشياري - بيداري.
JAPA: تكرار مانترا.
JIVA: هويت فردي.
JIVATMA: روح فردي.
JIVAN MUKTA: زنده آزاد - كسي كه در زندگي فعلي خود به رهايي دست يافته باشد.
JNANA: دانش شهودي.
JNANENDRIYA: پنج اندام حسي كه شامل گوشها ، پوست ، چشمها ، زبان و بيني مي باشند. جاينا(Jaina): گاه جاين نيز ناميده مي شود: مربوط به جيناها (فاتحين)، استادان رها شده از جاينيسم: عضوي از جاينيسم، سنتي روحاني که به وسيله واردامانا ماهاويرا پايه ريزي شد، وي معاصر بودا بود.
جاپا(Japa): زمزمه کردن، ذکرو تکرار مانترا
جيواتمان(Jiva-atman , Jivatman): خود شخصي، هشياري فردي، متضاد خود غايي (پاراما-آتمان)
جيوان موکتا(Jivan-mukta): آن که در عين زندگي رها شده است. استادي که درعين زندگي در غالب مادي خود به رهايي (موکشا) دست يافته است.
جيوان موکتي( Jivan-Mukti): رهايي زنده، حالت رهايي حين زندگي مادي، رجوع شود به ويدها-موکتي
جنانا(Jnana): دانش، معرفت، بر حسب زمينه به دانش دنيوي و معرفت غير مادي اطلاق مي شود. همچنين به پراجنا و آويديا نيز رجوع کنيد.
جنانا يوگا(Jnana-Yoga): يوگاي معرفت، روشي براي رهايي بر اساس معرفت يا درک مستقيم خود متعالي (آتمان) با کاربرد مداوم بصيرت و افتراق واقعي از غير واقعي و کناره گيري از آنچه که غير واقعي (يا بي ارتباط با رهايي) محسوب مي شود.
K
KAIVALYA: رهايي - موكشا.
KALPA: يك روز برهما.
KAMA: شهوت - آرزو - نياز عاطفي.
KANDA: ريشه - منشاء تمام ناديها - مركز تخم مرغي شكل اعصاب كه درست زير ناف قرار گرفته است.
KAPHA: بلغم - يكي از اخلاط سه گانه آيورودا.
KARANASHARIRA: كالبد علي - پوشش بدون واسطه روح.
KARMA: عمل - قانون عمل و عكس العمل كه آينده فرد را شكل مي دهد.
KARTA: انجام دهنده عمل.
KARMAPHALA: نتيجه عمل.
KARMA YOGA: يوگاي عمل - انجام اعمال همراه با آگاهي - يوگاي مديتيشن متحرك.
KARMENDRIA: پنج عضو فيزيكي عملكرد (پاها ، دستها ، اندامهاي صوتي ، مخرج و اندام تناسلي).
KIRTAN: خواندن نامهاي خداوند بصورت آواز.
KOSHA: غلاف يا كالبد - كوشاها عبارتند از آنامايا كوشا (كالبد فيزيكي) - پرانامايا كوشا (كالبد پرانيك) - مانومايا كوشا (كالبد ذهني) - ويگياناماياكوشا (كالبد اشراقي) و آناندامايا كوشا (كالبد سعادت).
KRIYA YOGA: نام برخي از تمرينات يوگا بخصوص هاتايوگا و كنداليني يوگا.
KSHETRAM: نقطه تماس چاكراها كه در جلوي بدن قرار گرفته اند.
KUMKUM: گرد مقدس قرمزرنگي كه در آيينهاي نيايش تانترا از آن استفاده مي شود.
KUNDALINI: انرژي حياتي كه در نزديكي انتهاي ستون فقرات قرار گرفته است - انرژي معنوي - پتانسيل تكاملي.
KUNDALINI YOGA: شاخه اي از يوگا كه به بيداري انرژي نهفته معنوي شخص مي پردازد.
KUSHA: گياه مقدسي كه در مراسم مختلف مورد استفاده قرار مي گيرد.
L
LAYA: حل شدن - غرق شدن .
LAYA YOGA: يوگاي انحلال هوشيارانه فرديت.
LINGAM: سمبل مشخصه لرد شيوا - بعد مذكر آفرينش - سمبل كالبد اختري.
LOBHA: حرص - طمع.
LOKA: هفت مرتبه هوشياري كه عبارتند از: بهو ، بهووار ، سوار ، ماها ، جانا ، تاپو ، ساتيا.
M
MAHABHARATA: بزرگترين منظومه حماسي هند باستان.
MAHA MANTRA: مانتراي هاري راما ، هاري راما ، راما راما هاري هاري ، هاري كريشنا ، هاري كريشنا ، كريشنا كريشنا هاري هاري.
MAHAPRALAYA: قيامت كبري - تخريب نهايي تمامي هستي در پايان سيكل كيهاني.
MAHAT: ذهن برتر.
MAHAVAKYA: شطحيات چهارگانه اوپانيشادي كه بيانگر حقايق متعالي ودانتايي يا وحدت بين روح فردي و روح كيهاني مي باشند. ماهاواكياها عبارتند از: پرجنام برهم (هوشياري برهمن است) ، اهم برهماسمي (من برهمن هستم) ، تت توم اسي (تو هماني) ، ايم آتما برهم (خويشتن برهمن است).
MALA: رشته تسبيح شكل دانه ها كه در تمرينات مديتيشن از آن استفاده مي شود.
MANAS: ذهن.
MANDALA: ناحيه - اشكال تانتريك مورد استفاده براي مديتيشن.
MANIPURA CHAKRA: مركز رواني پشت ناف كه با انرژي و نيروي حياتي در ارتباط است - شهر جواهر.
MANOMAYA KOSHA: غلاف يا كالبد ذهني.
MANTRA: صوت يا ارتعاشات انرژي كه ذهن را از محدوديتهايش آزاد مي كنند.
MANTRA SIDDHI: تكامل در تمرين مانترا جاپا.
MAYA: توهم - دانش جزئي - باور نادرست درباره هويت خويش.
MITAHARA: تغذيه متعادل.
MOKSHA: آزادي - رهايي.
MOOLADHARA CHAKRA: چاكراي ريشه واقع شده در ناحيه عجان.
MOHA: شيفتگي يا وابستگي نابخردانه.
MOUNA: سكوت.
MUDRA: نگره رواني كه بوسيله حركات فيزيكي بيان مي شود - حركت يا وضعيتي كه بر جريان انرژي در بدن تاثير مي گذارد.
MUKTI: رهايي - آزادي.
MURTI: بت.
N
NADA: صوت دروني.
NADA YOGA: يوگاي اصوات دروني.
NADI: كانال يا جريان پرانيك.
NAMASMARANA: بياد داشتن نامهاي خداوند از طريق تكرار آنها.
NIDRA: خواب.
NISHKAMA KARMA: انجام عمل بدون انتظار نتيجه.
NIYAMA: انضباط دروني - دومين پله آشتانگا يوگا كه شامل بخشهاي شاوچا ، سانتوشا ، تاپاس ، سوادهيايا و ايشوارا پرانيدهانا مي باشد.
O
OM: پراناوا يا كلمه مقدس نشان دهنده برهمن.
OJAS: انرژي معنوي - نيروي حياتي - نيروي معنوي كه از طريق تجرد و تمرينات يوگا بوجود مي آيد - متعالي ترين شكل انرژي در بدن كه درون مايع جنسي نهفته مي باشد.
اوجاس(Ojas): انرژي حياتـي، انرژي نهفته اي که از راه تمرين، به ويژه پرورش فضايل رباني(براهمـاچـاريا) ايجاد مي شود.
اوم(Om): مانتراي اصلي مظهر حقيقت غايي که درابتداي بسياري از اذکار مانتريک ذکر مي شود.
P
PANCHA KLESHA: بلاياي پنج گانه ناداني ، منيت ، ميل و كشش ، بيزاري و ترس از مرگ.
PANCHAKSHARA MANTRA: مانتراي †اوم نمه شيواي“ .
PARAMAHAMSA: چهارمين مرتبه سانياسا.
PINGALA NADI: يكي از كانالهاي اصلي پرانا در بدن كه پراناشاكتي را انتقال مي دهد.
PITTA: صفرا - يكي از اخلاط سه گانه آيورودا.
POORAKA: دم.
PRAKRITI: ماده.
PRANA: انرژي حياتي كه تمامي ابعاد ماده را در برگرفته است.
PRANAMAYA KOSHA: غلاف يا كالبد انرژي.
PRANA VIDYA: دانش كنترل پرانا.
PRANAVA: مانتراي اوم - ارتعاش صوتي اوليه .
PRANAYAMA: تنظيم و گسترش ظرفيت حياتي انرژي - چهارمين مرتبه آشتانگا يوگا.
PRASAD: غذايي كه در هنگام نيايش به خداوند تقديم شده و سپس توسط عابدين بعنوان تبرك خورده مي شود - تبرك.
PRATYAHARA: پس كشيدن ذهن از حواس.
PRITHVI TATTWA: عنصر خاك.
PUJA: پرستش - نيايش.
PURANA: افسانه هاي مقدس باستاني هنديان.
PURUSHA: هوشياري.
PURUSHARTHA: چهار چيزي كه شخص بايد به انجام برساند تا به هدف حيات شخصي دست پيدا كند كه عبارتند از: آرتها (ثروت) ، كاما (عشق) ، دهارما (وظيفه) ، موكشا (آزادي).
پاتنجلي(Patanjali): مولف يوگا سوترا که حدود سه قرن پيش از ميلاد مسيح مي زيسته است.
پاراما آتمان(Parama-atman، paramatman): خود برتر، خود متعالي که بر خلاف خود شخصي(جيوا آتمان)که به تعداد بيشمار به شکل موجودات زنده وجود دارد، يگانه است.
پاراماهامسا(Parama-hamsa, paramahansa): قوي برتر، عنواني افتخاري که به استادان بزرگ، همچون راماکريشنا و يوگاناندا اطلاق مي شود .
پراجنا(Prajna): درايت، متضاد جهالت روحي (آجنانا، آويديا)، يکي از دوروش رهايي در يوگاي بوديستي، روش ديگر، روش مهارتي (اوپايا) يا همان شفقت (کارونا) است.
پراکريتي(Prakriti): طبيعت، که چند سطحي است و براساس يوگادارشاناي پاتنجلي، شامل بعدي بي پايان (به نام پرادانا يا ''بنياد'')، سطوح هستي نهان (موسوم به سوکشما پاروان)، وبخشي مادي يا زمخت (موسوم به ستولاپاروان) است. تمامي طبيعت، فاقد هشياري (اسيت) فرض مي شود و به همين دليل در تقابل با خود عروج کننده يا روح (پوروشا) در نظر گرفته مي شود.
پراکريتي لايا(Prakriti-laya): استغراق در طبيعت، حالتي برتر از وجود که به رهايي واقعي(کايواليا) دسترسي نمي يابد، فردي که در اين حالت قرار دارد.
پرانا(Prana): حيات، نفس، زندگي به مفهوم عام، نيروي زندگي که جسم را حفظ مي کند، تنفس به عنوان نمود خارجي نيروهاي نهاني زندگي
پراناياما(Pranayama): متشکل از پرانا به معني تنفس يا حيات و آياما به معني توسعه، کنترل تنفس، چهارمين بخش (آنگا) از مراحل هشت گانه پاتنجلي، شامل دم (پوراکا)، حبس نفس ( کومباکا)، و بازدم (رساکا) آگاهانه. در مراحل پيشرفته، حبس نفس خود به خود به مدت طولاني تري انجام مي شود.
پراسادا(Prasada): بخشش، شفافيت، بخشش الهي، شفافيت ذهني
پراتياهارا(Pratyahara): بازپس گرفتن، بازداري حسي، پنجمين پايه (آنگا) از مسيرهاي هشتگانه پاتنجلي
پوجا(Puja): عبادت، که در بسياري از اشکال يوگا، به ويژه تانترا و بهاکتي يوگا يکي از جنبه هاي مهم به شمار مي آيد.
پوراکا(Puraka): پر کردن، يکي از جنبه هاي کنترل تنفس (پراناياما)
پورانا(Purana): باستاني، نوعي دايره المعارف عامه که حاوي مطالبي در زمينه شجره نامه سلطنتي، کيهان شناسي، فلسفه و آداب مذهبي است، هجده نمونه عمده و چندين نمونه کوچکتر از چنين دايره المعارف هايي در دسترس است.
پوروشا(Purusha): مذکر، روح يا خود عروج کننده (آتمان)، نقشي که به وفور در سامکيا و دارشانا يوگاي پاتنجلي مورد اشاره قرار گزفته است.
پينگالا نادي(Pingala-nadi): مجراي سرخ فام، جريان پرانا يا قوس صعودي سمت راست مجراي مرکزي (سوشومنا-نادي) که با دستگاه عصبي سمپاتيک مرتبط است و هنگامي که فعال شود از اثري انرژي زا بر ذهن برخوردار است. رجوع کنيد به ايدا- نادي
Q
R
RAGA: ميل و كشش.
RAJA YOGA: يكي از شاخه هاي يوگا كه در آن آگاهي و تواناييهاي رواني از طريق مديتيشن بيدار مي شوند.
RAMAYANA: كهن ترين منظومه حماسي هند.
RISHI: بيننده - كسي كه بر روي خويشتن تعمق و مديتيشن مي كند.
ROOPA: شكل - تصوير - ظاهر.
RUDRAKSHA: چشم لرد شيوا - نوعي ميوه كه توسط برخي فرق مذهبي (شيوايي) بعنوان دانه تسبيح مورد استفاده قرار گرفته يا دور گردن ، دستها يا بازوها آويخته مي شود. رادا(Radha): همسر کريشنا (انسان خداگونه)، نامي براي مادر الهي راجا يوگا(Raja-Yoga): يوگاي سلطنتي، شکل قرون وسطايي يوگا دارشاناي هشتگانه پاتنجلي که بنام يوگاي کلاسيک نيز شناخته مي شود. راما(Rama): يکي از تجسم هاي ويشنو پيش از کريشنا، قهرمان اصلي رامايانا
رامايانا(Ramayana): زندگي راما، يکي از دو حماسه بزرگ ملي که داستان زندگي راما را بيان مي کند. رجوع شود به مهابهاراتا رساکا،
رچاکا(Recaka): بيرون دادن، بازدم، يکي از جنبه هاي کنترل تنفس (پراناياما)
ريگ ودا(Rig-Veda): رجوع کنيد به ودا ريشي( Rishi): غيبگو، پيغمبر، دسته اي از حکماي ودايي، عنواني افتخاري براي استادان خاص و بزرگ مانند راماناي حکيم درجنوب هند که به نام ماهاريشي (مشتق از ماها به معني بزرگ و ريشي) معروف است. رجوع کنيد به موني
S
SADHAKA: پرتوجوي معنوي.
SADHANA: تمرين معنوي.
SADHU: سانياس - مرد درستكار.
SADGURU: گوروي راستين.
SAHASRARA: جايگاه شيوا يا فراهوشياري - لوتوس هزار گلبرگ - بالاترين چاكرا كه بصورت مرز بين عوالم رباني و معنوي مجسم مي گردد و در بالاي سر واقع شده است.
SAMADHI: اوج مراقبه - وضعيت اتحاد بين سوژه مراقبه و هوشياري كيهاني - هشتمين مرتبه آشتانگا يوگا.
SAMANA: يكي از پنج پرانا كه بين ناف و ديافراگم واقع شده است.
SAMASKARA: خاطرات موجود در ناخودآگاه - نقوشي كه با شخصيت فعلي ما همگون نيستند.
SAMYAMA: كنترل هماهنگ - اوج پراتياهارا ، دهارانا و دهيانا.
SANDHYA: آيين نيايشي كه در هنگام طلوع ، ظهر و عصر انجام مي گيرد.
SANKALPA: عهد - فكر - آرزو - تصور.
SANNYASA: ترك قيد و بندهاي اجتماعي - آخرين مرحله زندگي يك هندو يا مرتبه مراقبه معنوي.
SANTOSHA: قناعت.
SATCHITANANDA: سه صفت مقدس حقيقت ، هوشياري و فيض.
SATSANG: گرفتن راهنمايي ، توضيح و دستورات معنوي از گورو.
SATYA: راستي - حقيقت.
SHABDA: صوت - كلمه.
SHAKTI: نيرو - انرژي - جنبه مونث آفرينش - نيرويي كه از درون آن تمامي عالم محسوسات متجلي مي گردد.
SHASTRA: كتب مقدس.
SHATKARMA: شش تكنيك پاكسازي هاتا يوگا كه عبارتند از نتي (پاكسازي بيني) ، دهاوتي (پاكسازي دستگاه گوارش) ، ناولي (ماساژ شكم) ، باستي (پاكسازي روده بزرگ) ، كاپال بهاتي (پاكسازي و حيات بخشي ناحيه جلوي مغز) ، تراتاكا (خيره كردن چشمها بدون پلك زدن).
SHAUCHA: پاكسازي بدن.
SHISHYA: مريد - پرتوجوي معنوي.
SHIVA: هوشياري خالص - يكي از خدايان هندوها - نابودكننده هستي.
SHIVA LINGAM: سنگ بيضي شكلي كه سمبل شيوا ، هوشياري يا كالبد اختري مي باشد.
SHOONYA - SHOONYATA: نيستي - خلاء.
SHUDDHI: پاكسازي كردن.
SIDDHA: موجود كامل - يوگي كامل.
SIDDHI: تواناييهاي خارق العاده و ماوراء طبيعي.
SOMA: آمريت - گياهي كه بوسيله ريشيهاي باستان براي بيداري معنوي و فناناپذيري مورد استفاده قرار مي گرفت.
STHULA SHARIRA: كالبد فيزيكي.
SUMERU: آخوندك تسبيح.
SUSHUMNA NADI: نادي مركزي ستون فقرات كه كنداليني يا نيروي معنوي را از مولادهارا به ساهاسرارا هدايت مي كند.
SUSHUPTI: سومين بعد هوشياري - وضعيت رويا.
SUTRA: رشته افكاري كه متون معنوي باستاني را تشريح مي كند.
SWADHISTHANA CHAKRA: دومين چاكرا كه با شبكه ساكرال در ارتباط مي باشد.
SWADHYAYA: مطالعه.
SWAMI: در لغت به معني كسي كه بر روي ذهن خويش تسلط دارد - پرتوجوي سانياسي كه توسط گورو به آيين سانياسا مشرف شده باشد.
SWAPNA: دومين بعد هوشياري - وضعيت رويا.
SWARA YOGA: دانش سيكلهاي تنفسي. سمادهي(Samadhi): حالتي از خلسه و اتحاد که در آن مراقبه کننده با موضوع مراقبه يکي مي شود، هشتمين و نهايي ترين پايه(آنگا) از يوگاي هشت گانه پاتنجلي، چندين نوع سمادهي وجود دارد که چشمگيرترين تمايز بين خلسه سام پراجناتا (آگاه) و آسام پراجناتا (فراآگاه) وجود دارد، عوامل کارمايي جاي گرفته در عمق تفکر فرد، تنها در خلسه فراآگاه حل مي شوند. وراي اين دو نوع خلسه، روشن بيني قرار دارد که گاهي ساهاجنا-سمادهي يا خلسه طبيعي يا خودبخود نيز ناميده مي شود که در اين حالت، فراآگاهي فرد در خلال بيداري، رويا و خواب، بطور کامل تداوم دارد.
سماتوا، سماتا(Samatva , Samata): تراز بودن، هموار بودن، حالت ذهني هماهنگي، تعادل
سامکيا(Samkhya): عدد، يکي از سنن اصلي هندوييسم، که با دسته بندي اصول (تاتوا) هستي وتشخيص درست آنها براي افتراق روح (پوروشا) از جنبه هاي گوناگون طبيعت (پراکريتي) سرو کار دارد؛ اين سيستم نافذ و تثبيت شده، از رسوم دوران سامکيا-يوگاي باستان (پيش از بوديسم) نشات گرفت و به نام سامکيا-کاريکاي ايشوارا کريشنا (350 پيش از ميلاد مسيح) شناخته مي شد.
سامنياسا(Samnyasa): رها کردن، قطع تعلقات که چهارمين و آخرين مرحله زندگي است. (رجوع کنيد به آشراما) اين حالت از دو مرحله تشکيل مي شود. مرحله اول شامل قطع تعلق دروني به موجودات فاني و مرحله دوم قطع تعلق بيروني به آنها است. رجوع کنيد به وايراگا
سامنياسين(Samnyasin): کسي که رها کرده است، زاهد
سامپاجناتا سمادهي(Sampajnata-Samadhi): رجوع کنيد به سمادهي
سامسارا(Samsara): محل تلاقي دو رود، کنايه ازجهان فاني و متغير، متضاد حقيقت غايي (برهمن يا نيروانا)
سادهانا(Sadhana): به انجام رساندن، انضباطي روحي که به سيدهي(کمال، فضيلت) منجر مي شود. اين اصطلاح به ويژه در تانترا به کار مي رود.
ساهاجا(Sahaja): با هم متولد شدن، همزادي، اصطلاحي از قرون وسطي که بر اساس آن عالم ماده و عالم غير مادي از يکديگر جدا نيستند بلکه يا بطور همزمان وجود دارند و يا جهان مادي توهم يا بازتابي از جهان غيرمادي است که غالبا به شکل خودبخود يا خود انگيز ايجاد مي شود، حالت ساهاجا در واقع شرايط طبيعي، يا به عبارتي واقع بيني و روشن بيني، است.
اسپاندا(Spanda): ارتعاش، يکي از مفاهيم کليدي شايويسم کشمير که بر اساس آن جوهرحقيقت غايي پويا است، به عبارت ديگر اين حقيقت بطور ذاتي بيشتر بجاي ثبات(که در ودانتاي ادوايتا تصور مي شود) به خلاقيت روي دارد
T
TANMATRA: ماهيت ، كيفيت يا جوهره پنج عنصر اتر ، آتش ، هوا ، آب و خاك.
TANTRA: دانش باستاني و جهاني كه هدف اصلي آن فرازش طبيعت انساني از مرتبه تكامل فعلي و تجربه مراتب متعالي دانش ، تجربه و آگاهي مي باشد.
TAPAS: رياضت - گرما - فرايند سوزاندن پليديها.
TEJAS: درخشندگي - شعله يا نور طلايي - بيننده اي كه ناظر بر مرتبه سواپنا مي باشد.
TIRTHA: آبهاي مقدس - مكان مقدسي كه معمولا داراي جايي براي غسل و شستشو مي باشد.
TULSI: يكي از گياهان مقدس هندي كه توسط پيروان لرد ويشنو مورد استفاده قرار مي گيرد.
TURIYA: چهارمين بعد هوشياري - فراهوشياري - آگاهي همزمان از هر سه بعد هوشياري.
TYAGA: انقطاع تدريجي ذهن از عالم مادي.
تانترا(Tantra): نساجي، يکي از مشاغل سانسکريت شامل آموزش هاي تانتريک. سنت تانتريسم که بر جنبه شاکتي زندگي روحاني تمرکز دارد و در اوايل دوران پس از ميلاد مسيح ايجاد شد و حدود هزار سال پس از ميلاد به شکل کلاسيک خود درآمد. تانتريسم از جناح راست (داکشينا) يا محافظه کار و جناح چپ (واما) يا شاخه غير قراردادي يا خلاف عرف تشکيل مي شود که جناح اخير در کنار ساير عوامل، از آداب و تشريفات جنسي نيز بهره مي گيرد.
تاپاس(Tapas): برافروختگي، گرما، سختي و رياضت که يکي از اجزاي تمامي رويکردهاي يوگا براي معراج نفس است.
تاتوا(Tattva): وجود يا واقعيت، بخشي ويژه از هستي مانند آهامکارا، بودّي، ماناس، حقيقت غايي (همچنين رجوع شود به آتمان، برهمن)
توريا(Turia): چهارم، کاتورتا نيز ناميده مي شود، واقعيت معراج کننده که از سه مرحله قراردادي هشياري يعني بيداري، خواب، و رويا فراتر مي رود.
U
UDANA: يكي از پنج پرانا كه در ناحيه بالاي حلق فعاليت مي كند.
UPANISHAD: متون ودانتايي كه شامل تجارب و تعليمات قديسين درباره حقيقت متعالي مي باشد.
UPA PRANA: پنج پراناي فرعي كه مسئول عملكردهاي عطسه كردن ، خميازه كشيدن ، خاريدن ، آروغ زدن و پلك زدن مي باشند.
URDHWARETA: يوگيي كه انرژي جنسي خود را تبديل به انرژي معنوي نموده است. اوپانيشاد(Upanishad): نزديک نشستن، يکي از کتب مقدس که بخش نهايي ادبيات آشکار شده هندوييسم(به عبارتي نقش ودانتا در آموزش اينگونه اعمال مقدس) را نمايش مي دهد، مقايسه شود با آرانياکا، برهمنا، ودا. اوپايا(Upaya): روشها، در يوگاي بوديستي به معني تمرين مهرباني(کارونا)، مقايسه شود با پراجنا
V
VAIRAGYA: عدم وابستگي.
VAJRA: رعد و برق - الماس .
VAJRA NADI: نادي كه اجاس درون آن جريان پيدا مي كند.
VARNA ASHRAM: قانون كاست (نظام طبقاتي) هندوها.
VASANA: آرزوهايي كه نيروي محركه پشت پرده تمامي افكار و اعمال زندگي مي باشند.
VATA: باد - يكي از اخلاط سه گانه آيورودا.
VAYU TATTWA: عنصر هوا.
VEDA: كهن ترين متون مقدس آرياييها كه بيش از پنج هزار سال پيش به رشته تحرير درآمده اند.
VICHARA: تعمق.
VIDYA: دانش.
VIGYANAMAYA KOSHA: غلاف يا كالبد ذهن متعالي.
VIJNANA: تواناييهاي شهودي ذهن - درك متعالي.
VIKALPA: باور بي اساس - خيال - تصور .
VISHUDDHI CHAKRA: مركز رواني واقع در ناحيه گلو - مركز پاكسازي.
VIVEKA: درك يا دانش راستين.
VRITTI: حركت دايره وار هوشياري.
VYANA: يكي از پنج پرانا كه در تمامي بدن پراكنده است.
W X Y
YAJNA: قرباني كردن.
YAMA: كنترل خويشتن - اولين پله آشتانگايوگا كه شامل آهيمسا ، ساتيا ، آستيا ، آپاريگراها و براهماچاريا مي باشد.
YANTRA: شكل صوري مانترا كه براي تمركز و مراقبه مورد استفاده قرار مي گيرد.
YOGA: اتحاد - روشها و تمريناتي كه هوشياري فردي انسان را با هوشياري كيهاني متحد مي سازد.
YOGA NIDRA: تكنيك خواب سايكيك يوگايي كه باعث ايجاد آرامش عميق مي شود.
YOGA SUTRA: متن باستاني كه توسط پاتانجالي درباره يوگا نوشته شده است.
YOGADANDA: عصاي چوبي به طول تقريبا 2 فوت با انتهاي U شكل كه براي تنظيم تنفس مورد استفاده قرار مي گيرد.
YOGI: كسي كه يوگا تمرين مي كند.
YOGINI: يوگي مونث.
YONI: منبع - زاهدان.
YUGA: يكي از تقسيمات زمان - يوگاهاي چهارگانه عبارتند از: كريتا ، تريتا ، دواپارا و كالي.
|