انواع سی دی و نرم افزار های جدید

      لینک های داغ

 
   
  


 




تهران وب  
اخبار روز :: دوستان :: تهران مانیا :: نسل جوان :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20 :: امواج :: هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ :: طنز :: ایران شادی :: خنده :: لینک باکس :: دنیای خنده

پزشکي(سلامتي و بهداشت) :: ماها يوگا

موضوع: آموزش ماهايوگا (تکنيک من که هستم؟)4


اين قسمت از ترجمه مربوط به معرفي اذكار مقدس و توضيحاتي پيرامون آنهاست . و همچنين توضيح خواب و تفسير منطقي ارتباط خواب با رهايي و رسيدن به روشن بيني است .
جلوه هاي خداوند در دانش ودائي هند و مانترا هاي مربوط به آن :
*لرد گنش :
اين جلوه از خداوند را به صورت سر فيل نشان مي دهد كه علامت قدرت ، صبر و بردباري خداوند است .اين جلوه از خداوند ، برطرف كننده موانع و بخشنده موفقيت ها است .

? راما و كريشنا :
را ما و كريشنا ، دو جلوه از شناخته ترين و محبوبترين جلوه هاي خداوند در اعتقادات هندي هستند . هندي ها معتقدند كه اين دو جلوه خداوند ، براي راهنمايي بشر و كمك به او براي رهايي جاوداني مي باشند .

? جلوه هاي سه گانه خداوند در دانش ودائي :
شيوا ، برهما ، ويشنو :
** شيوا جلوه اي از خداوند است كه ناظر بر نيروهاي مخرب ميباشد . هندي ها معتقدند كه در پايان هر عصري دنيا تجزيه ميشود ؛ به اين ترتيب كه كهنه از بين ميرود و راه را براي نو باز مي نمايد .
انرژي شيوا موجب ميشود كه قسمت هاي ضعيف از بين بروند و راه را براي رشد مثبت ها هموار سازد . يوگي ها اين جلوه از خداوند را ستايش مي كنند .
** برهما جلوه اي از خداوند است كه مسوليت خلقت را بر عهده دارد .
** ويشنو جلوه اي خداوند است كه مسول نگهداري جهان ، حفظ آرامش و نظم در جهان ميباشد . هاري نام ديگر ويشنو است . افرادي كه مسوليت هايي را در حكمراني جهان دارند ، به اين جلوه از خداوند گرايش پيدا مي كنند . نارايانا نيز نام ديگري براي ويشنو است . باگاوان نيز كلمه اي به معني لرد و براي اشاره به ويشنو مي باشد .

? مادر دورگا :
نشان دهنده جلوه مادر گونه الهي است . ذات الهي فاقد كيفيت و بدون حد و مرز است ؛ در عين حال محل تجمع تماي كيفيات و حد پايان مرز نيكي هاست .
در حالي كه جنبه هاي مذكر بسيار مهم هستند با اين همه بايستي توسط جنبه هاي مونث تعديل گردند ، مذكر و مونث مانند دو روي يك سكه هستند . بر اساس اعتقادات هندو ، براي شكل گرفتن اين جلوه از خداوند ، آگاهي برهما ، شيوا و ويشنو به هم پيوسته اند . مادر دورگا را سوار بر پلنگي نشان ميدهند كه هشت بازو دارد و در دستهايش گل و اسلحه را براي احسان و محافظت از بشر حمل مي نمايد .

? مادر ماها لاكشمي :
لاكشمي جلوه اي از احسان و نيكي خداوند است و همانند ويشنو ، براي حفاظت و نگهداري از سه جهان مي باشد . اين جلوه از خداوند ، ثروت و فراواني مادي و معنوي را به بشر ارزاني ميدارد . اين جلوه ي خداوند به صورت زن زيبايي كه بر روي گل نيلوفر آبي ايستاده است نشان داده ميشود . بازو هاي لاكشمي گشاده است و بيانگر بخشندگي بي حد خداوند است.

? مادر ساراسواتي :
اين جلوه از خداوند ، عقل و دانش را به بشر ارزاني ميدارد . كساني كه در زمينه هنر هاي خلاق و متنوع فعال هستند ، اين جلوه از ذات الهي را ستايش مي كنند .

? مادر كالي :
اين جلوه از خداوند مسول تخريب و نابود سازي كيفيت هاي منفي در جهان فاني است .
** ماها كالي يكي از وحشت انگيز ترين جلوه هاي الهي است و نشاندهنده خشم خداوند است كه بر اثر اعمال منفي انگيخته مي شود .

? هانومان :
هانومان جلوه اي از كمال در اخلاص ميباشد هانومان بزرگترين و بدون منيت ترين سرسپرده گان لرد راما است . در آيين هندو ، هانومان به عنوان نيمه الهي محسوب ميشود . وي داراي قدرت و شهامت زيادي است .

? گايا تري مانترا :
ستايش در مقابل خداوندي كه جهان را آفريده است و شايسته عبادت ميباشد . خداوندي كه مظهر دانش و نور ، و از ميان برنده گناه و جهالت است ؛ باشد كه بزرگي او موجب روشن بيني ما گردد .

6- ذكر تكرار مانترا ها :
? هر مانترا قدرت فوق العاده اي دارد . مانترا توده اي از انرژي تابان است و با ايجاد تغييرات فكري ، موجب تغيير شكل ذهن ميشود .
? بر اثر تكرار مانترا ، ارتعاشات موزوني ايجاد ميشود كه موجب تنظيم ارتعاشات ناپايدار 5 لايه ( ناشي از فشار افكار روزانه ) ميگردد . تكرار مانترا تمايلات طبيعي فكر را تنظيم كرده و به افزايش تمركز ذهن كمك كرده ، روح را قوي ميسازد .
? مانترا ها دعاهايي به زبان سانسكريت هستند . تكرار مانترا ها موجب ميشود تا ارتعاشات حاصل ، از سطح كلام به سطح ذهن و رسيده ، از مرحله تلپاتي بگذرد و به سطح خالص انرژي فكري برسد .
از بين تمام زبان هاي موجود و رايج در دنيا ، زبان سانسكريت از بقيه به زبان تلپاتي نزديكتر است ، زيرا نزديكي زيادي با 50 صداي اوليه در تلپاتي دارد . ( توضيح اضافي : زبان تلپاتي از 80 حرف خالص و مشترك در بين تمام گونه هاي بشر تشكيل شده كه حدود 50 حرف آن به صورت كلامي هستند ، حروفي مانند : ددي ، ماما ، دد ، ات و … كه عموما در بين نوزادان رواج دارند . از آنجايي كه بحث ما به تلپاتي مربوط نميشود از توضيح بيشتر خود داري ميكنم . )
50 حرف اوليه مستقيم ترين راه براي ايجاد تلپاتي و رسيدن به تجربيات ماورايي هستند .
در راه معنويت ، خواه از طريق اخلاص يا از راه جنانا ، قدرت تكرار مانترا و كمكي كه اين تكرار براي پيشرفت به سالك مينمايد ، بسيار زياد است و هيچ سالكي نمتواند پيشرفتش را بدون كمك آن عملي سازد . در همه مذاهب ، اعم از مسيحي ، بوديسم ، اسلام ، هندو و ساير اديان گفته شده است كه از شمارش دانه هاي تسبيح حتي در حال راه رفتن ، استفاده شود تا تكرار ذكر قطع نگردد .

چند نمونه از داستان هاي در مورد اثرات ذكر گفته اند به شرح زير است :
? وال ميكي كه ((برهمن)) بود ، به صورت دزدي قطاع الطريق و آدمكش بي رحمي در آمد ، (( سيج نارادا )) ، بر او ظاهر شد و از او خواست تا راما ناما ، را به عنوان ذكر مانتراي خود برگزيند و آنرا تكرار نمايد . باتوجه به اينكه وال ميكي ، در زندگي روزمره خود جاني ، دزد و بزهكار بود ، حاضر نبود كلمه راما كه در اعتقاد هندو به معني خدا است را بر زبان آورد با توجه به اينكه كلمه مورد استفاده او مارا مارا ، به معني بكش - بكش بود ، سيج نارادا ، از او خواست تا كلمه مارا را تكرار نمايد . از آنجايي كه مارا بر اثر تكرار زياد و پشت سر هم ، به راما تبديل ميشود .
وال ميكي دزد در انجام اين ذكر بسيار جدي بود و در نتيجه تكرار اين ذكر به درجه اشراق رسيد و يكي از سيج هاي بزرگ و شاعر بسيار معروفي شد كه نوشته اصلي كتاب معروف رامايانا كه از معروفترين آثار هندوست ، از وي ميباشد .

? تاياگا برهمن موسيقي دان و مقدس از جنوب هند كه در سال 1759 به دنيا آمده است ذكرش مانتراي راما بود و آن را به دفعات بسيار زيادي تكرار مينمود ؛ در نتيجه به صورت شاعر و موسيقيدان در آمد . وي درويش بسيار مورد احترامي بود كه در خيابان ها ميگشت و آوازهاي مربوط به راما را ميخواند و منحصرا بر اثر ذكر و تكرار مانترايش به درجه اشراق رسيد .
خداوند براي نشان دادن بزرگي او به دنيا چنين پيش آورد كه او جسد مرده اي را كه در مقابل آن بستگانش به شيون و زاري مشغول بودند ، لمس كرد و مرده به زندگي بازگشت .اين اتفاق هنگام زيارت او از تيروپاتي اتفاق افتاد .
? سو آمي رامادا ، از كانهان گاد بر اثر ذكر و تكرار مانتراي راما ناما ، به درجه اشراق رسيد .

? تكرار نام ديتي ، به مدت يكساعت در صبح و يكساعت در شب و به مدت چند ماه ، موجب ميشود كه فرد به آن عادت كند و آنرا به صورت ناخود آگاه در هنگام كار و در مواقع مختلف تكرار نمايد . بعد ها فرد جلوه اي از خداوند را ميبيند و به اين ترتيب بيشتر تشويق ميشود تا مانترا را تكرار نمايد و بر اثر تكرار ، شروع به شنيدن صداهايي ميكند و ذهنش تدريجا به سوي منشا ( قلب ) معطوف ميشود ؛ به اين ترتيب از راه اخلاص به راه جنانا كشانده ميشود .
در حدود سال 1946 خانم و آقاي خانا از منطقه كامپور همراه با فرزندان خود به مدت سه ماه در نزديكي اشرام ماهاريشي اقامت گزيدند و هر روز صبح و شام به هال مي آمدند . در هنگام بازگشت ، خانم خانا از شري باگاوان سوال نمود كه باتوجه به مسوليت هاي خانوادگي و فرزنداني كه دارد ، چه نوع تمريني را براي پيشرفت معنوي خود انجام دهد ؟
شري باگاوان فرمودند ؛ مرتبا ، حتي در هنگام كار تكرار كن : من ، من ، من و بروشور مربوط (( به من كه هستم ؟ )) را روزي يكبار بخوان ، همين كافي است .
تكرار مانتراي من در طي انجام كارها افكار را از ذهن دور نگه ميدارد . در زمان فراغت و بي كاري تكرار آن موجب ميشود تا ذهن به طور ناخود آگاه به منشا من ، جايي كه استراحت گاه ذهن و منشا آن است كشانده شود . بنابراين ذهن تدريجا و به مرور زمان از ميان رفته و ارتباط مستقيم با منشا من حاصل ميگردد . در ابتدا وقتي مطلب مربوط به من كه هستم ؟ خوانده ميشود ، فرد برداشتي سطحي از آن پيدا ميكند ، با تكرار در خواندن مطلب ، پيشرفت در مديتيشن حاصل ميشود و فرد به تدريج از نظر معنوي شكوفا شده و به درك عميق از خود ميرسد و در تمرين هايش نيز پيشرفت قابل توجهي مي نمايد .

? در مورد نحوه تكرار مانترا ، (( سوآمي رامادا )) ميگويد : تكرار مانترا نمي بايستي فقط از زبان باشد بلكه ذره ذره وجود انسان بايد اين مانترا را باور داشته و تكرار نمايد.

7- خواب

خواب چيست ؟
خواب مرحله اي است كه هر روز با ميل به آن پناه ميبريم . خواب مرحله اي است كه در آن فكر وجود ندارد ، شيئي وجود ندارد ، دنياي و اختلافي وجود ندارد .
خواب حالت طبيعي شادي است . هر انساني دوستدار خوابيدن است و خود را با شادي براي خوابيدن آماده ميسازد ، زيرا در خواب تجربه شادي خالص را خواهد داشت . شايد به همين دليل است كه اگر كسي را از خواب بيدار نماييم وي را بر آشفته خواهيم ديد و اگر كودكي را از خواب بيدار نماييم ، عكس العملش گريستن باشد . خواب بدون رويا يا خواب عميق ، را ((شادي خدايان)) ناميده اند .
خواب عميق ، تجربه ((هستي خالص)) است .چنين خوابي نشاندهنده دو چيز ميباشد ؛
? عدم آگاهي از جهان نسبي ، كه حاصل عدم دانش نسبي از اشياء ميباشد .
? شادي ناشي از خواب عميق ، كه حاصل عدم وجود افكار جوشان ميباشد .
در خواب عميق بشر از هر نوع مالكيتي مبرا است ، حتي از وجود جسم خود نيز بي خبر است و از اين عدم آگاهي نه تنها ناراضي نيست ، بلكه كاملا خوشحال و راضي هم ميباشد . نتيجه اينكه ؛ شادي در ذات بشر است ، همه در آرزوي خواب عميق هستند .
خواب عميق مرحله عدم دوگانگي است ، خواب عميق نشاندهنده فراموشي همه ختلافات است و اين فراموشي به تنهايي موجب شادي است . اگر كمي دقت كنيد خواهيد فهيد كه چگونه انسانها با حوصله و دقت فراوان بستر خود را مهيا مي كنند تا اين شادي را كسب نمايند ، بستر راحت ، بالش هاي نرم ، محيط آرام و… همه نشاندهنده خواسته بشر براي خواب عميق و رهايي از حالت بيداري است .
براي انسان معمولي همه زندگي مرحله بيداري است و كليه فعاليت او در آن خلاصه ميشود . وي خواب را نتيجه طبيعي بيداري طولاني و فشار ناشي از آن ميداند ، همچنين خواب را (( مرحله تيرگي ذهن )) ميداند ، در مرحله بيداري ، فرد از جسم خويش آگاه است و از اين طريق تسليم افكار ، اشياء و رسيدن به هدف هايي ميشود . اين تسليم نفس شدن او را گرفتار فعاليت هايي ميكند ، زيرا اعضا 5 گانه حسي با بيرون در تماسند . اين ارتباط بين آگاهي نسبي در مرحله بيداري و آگاهي خالص مربوط به هستي واقعي ، انسان را وابسته به مرحله بيداري مي سازد .
انسان معمولي به اشتباه تصور ميكند كه در حالت بيداري كاملا از خود آگاه و در حالت خواب كاملا از خود بي خبر است . ماهاريشي در اين مورد به روشني ميگويد : رويا مخلوطي از تجربه بيداري ( جاگرات ) و خواب ( سوشو پتي ) ميباشد . رويا بر اثر تاثيرات ( ساماس كاراي ) دوران اتفاق مي افتد و جز اينكه در حالت بيداري تجربه اي از سطوح درشت و در رويا تجربه اي از سطوح ظريف را داريم ، تفاوت آنچناني بين بيداري و رويا موجود نيست .
در حالت بيداري ، فكر مربوط به من وجود دارد ؛ من اين چنين هستم ، من آدم خوبي هستم ، اين تشخيص خود به عنوان من يا جسم در خواب وجود ندارد ، بنا بر اين در خواب چيزي به نام من وجود ندارد و درست قبل از بيدار شدن ، فكر و باور مربوط به من ظاهر ميشود ؛ حتي احساس مربوط به وجود جسم نيز فقط بعد از فكر مربوط به من پديدار ميگردد.

اختلافات اساسي بين بيداري و خواب :
? وجود فكر مربوط به من ، در بيداري و عدم اين فكر ، در خواب ميباشد .
? فكر در مورد من تمام دانش اشياء را نيز در بر ميگيرد كه اين فكر در خواب وجود ندارد .
آيا مفهوم آن اينست كه ما در هنگام خواب وجود نداريم ؟ يا در هنگام خواب مرده ايم ؟
مطلقا خير . زيرا پس از بيداري از خواب عميق ، همه مي گويند ؛ از خواب شب قبل بسيار لذت بردم و فرد احساس طراوت و شادابي بسياري دارد .
تجربه خواب و بيداري هر روز براي هركسي تكرار ميشود ، در بيداري ، چشم ظاهري فرد مورد استفاده قرار ميگيرد كه با آن تنها اشياء را ميبيند . در مرحله خواب ، چشم دروني عمل ميكند و فقط اين چشم قادر است حقيقت جاوداني كه در آفرينش موجوداست را بررسي نمايد .

اگر بتوانيم آگاهي زمان بيداري و شادي زمان خواب را با هم داشته باشيم ، به حقيقت هستي رسيده ايم . ماهاريشي اين را به ما آموزش مي دهد :
? در مرحله بيداري ؛ بدن نام ها و اشكال درشت را مشاهده ميكند.
? در خواب ؛ جسمي كه بر اثر ذهن به وجود آمده ، تراوشات ذهن و نام ها واشكال مربوط به آن را مشاهده ميكند .
? در خواب عميق ؛ تشخيص هويت دادن با جسم از بين ميرود و مشاهدات توسط چشم سوم صورت ميگيرند . همين تجربه مربوط به خواب عميق را در حالت (( ترانس سن )) مشاهده ميكنيم كه فرد تجربه حقيقت نهايي را خواهد داشت كه با همه چيز در موافقت و همسويي خواهد داشت .
? در خواب معمولي ؛ فكر وجود ندارد ، آگاهي نيز مطرح نيست .
? در بيدار خوابي ؛ فقط آگاهي خالص وجود دارد و فكري وجود ندا رد ؛ به همين دليل آنرا بيداري در عين خواب ناميده اند . مفهوم ديگر آن اينست ؛ خوابي كه مملو از آگاهي است .
? چگونه ميتوان اين تجربه ي بيداري در عين خواب را كسب نمود ؟ در خواب با خويشتن خويش ، در وحدت و يگانگي هستيم . با فكر من ، كه دانش اشياء و ذهن را بهمراه دارد از خواب بيدار ميشويم ، پس ذهن حالت بيداري را اداره ميكند . شادي بي پايان خواب ، در حالت بيداري از بين ميرود ؛ زيرا ذهن آشكار شده و فكر من آغاز ميشود . ذهن و (( منيت )) موجود در بيداري ، مانع از ادامه شادي كه در خواب وجود دارد ميشوند. اگر بتوانيم ذهن و منيت را كنار بزنيم ، شادي خواب را بيداري بدست خواهيم آورد .
ماهاريشي در اين مورد ميگويد : فكر من ، وسيله اي است كه ميتواند ما را به منشا وجودمان متصل نمايد ، زيرا فقط من ، واقعيت وجود و هستي مارا ميشناسد .
ماهاريشي ميگويد : همانطور كه سگي صاحبش را بو ميكشد و پيدا ميكند ، فكر من هم ما را به خويش خواهد رساند و سوال من كه هستم ؟ مانند كليدي است كه براي يافتن خويش بكار خواهيم برد . سوال من كه هستم ؟ ديوار بين مرحله بيداري و خواب را مي شكند و فرد را وارد مرحله بيداري در عين خواب كه حالت واقعي وجود ما است مينمايد .

مرحله بيدار خوابي حالتي است كه پر از دانش ميباشد ، در اين مرحله فعاليت به صورت خود به خود و كامل انجام ميشود ، زيرا در اين مرحله جهان آفرينش ، من ، ميباشد نه جسم ما .
فكر كردن در اين مرحله توسط قلب خورشيد انجام ميشود نه توسط ذهن ماه . اين مرحله ي بيدار خوابي ، آگاهي مطلق است كه مثل نوري جاويد براي هميشه در درون قلب ميدرخشد . ماهاريشي قلب را مركز درخشش نور قرار داده است ؛ در طي سه مرحله بيداري رويا و خواب ، فقط قلب به تنهايي ميدرخشد . در حالي كه در خواب ، درخشش اين نور به صورت پنهان و ناخود آگاه است ؛ اين نور در مرحله بيداري بازتابي محدود و ناچيز دارد ، مانند نور مهتاب . در اينجا يكي از توضيحات در مورد احتياج و تاثير بررسي در خويش را ذكر ميكنيم : ماهاريشي ميگويد اين بررسي باعث كشف چيزي در درون شما ( قلب ) ميشود كه در پس ذهن است . اگر اين معما را كشف كنيد ، به پاسخ كليه سوالهايتان رسيده ايد .

تمام تمرينات براي خلاصي از از اين دو سوال است :
1- توهم اينكه شما بدن هستيد ؟
2- توهم اينكه شما ذهن هستيد ؟
اين دانش كه من كه هستم ، هميشه در عمق وجود دارد ؛ فقط بايستي دو سوال فوق را پاسخ دهيم ، هستي و وجود واقعي ما يعني قلب زمينه اي است براي سه تجربه : خواب ، بيداري و رويا .
درست مانند پرده سينما ، كه براي زماني تصاويري به نمايش در مي آورد ، پرده سينما هميشه و دائما در آنجا هست و گاهي تصاوير بر روي آن منعكس ميشوند . پرده ياد آور هستي مطلق و ماوراء همه چيز است . ميتوانيد اين واقعيت را (( حالت هستي مطلق )) يا (( خود بزرگ )) بناميد .
تنها اين حالت ، واقعي ، پايدار و هميشگي است . حالت هاي ، خواب ، فعاليت ، عدم فعاليت ، دانش و جهالت همگي به صورت تجربيات گذرا هستند كه بر روي آن منعكس ميشوند . همانطور كه در تزئينات ، كيفيت كار واقعي است و اشكال و فرم هاي مختلف تزئينات پديده اي ظاهري هستند ، به همين صورت تنها هستي مطلق واقعي است و جسم ، زمان ، مكان و مراحل خواب ، رويا و بيداري جلوه هاي مختلفي از هستي هستند و وجود آنها وابسته به هستي مطلق است و خود به تنهايي وجود خارجي ندارند .
اگر فردي بتواند اين مطلب را تجربه كند و خود را به صورت آگاهي تشخيص دهد ، به هدف نهايي رسيده است .



مطلب بعدی   ::  مطلب قبلی

   

  
تقشه سایت : لینک باکس