انواع سی دی و نرم افزار های جدید

      لینک های داغ

 
   
  


 




تهران وب  
اخبار روز :: دوستان :: تهران مانیا :: نسل جوان :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20 :: امواج :: هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ :: طنز :: ایران شادی :: خنده :: لینک باکس :: دنیای خنده

پزشکي(سلامتي و بهداشت) :: ماها يوگا

موضوع: آموزش ماهايوگا (تکنيک من که هستم؟)5


((خودبزرگ)) ، كوچكتر از كوچكترين و در عين حال بزرگتر از بزرگترين ، در گوشه قلب هر موجود زنده اي مخفي است . خود بزرگ به بزرگي انگشت شست هر فرد در قلب هر شخصي وجود دارد.
(( قلب به مانند غنچه نيلوفر آبي است كه به صورت وارونه قرار دارد . نقطه روشني به مانند اتم ، يا به اندازه انتهاي دانه شلتوك در آن وجود دارد. آن نقطه مانند شعله شمع است و سر آن جايگاه ((خود بزرگ )) ميباشد .
قلب به صورت غنچه نيلوفر آبي است كه جايگاه آن در وسط قفسه سينه ، كمي به طرف چپ ميباشد . تمام نيدي ها ( چاكراها ) از اينجا سرچشمه ميگيرند و كنترل ميشوند . نفس ، فكر ، و آگاهي نيز از اين مكان سرچشمه ميگيرند.
8- ماها يوگا

در ماها يوگا فرد احساس ميكند كه از مرحله اوليه كه مرحله يگانگي با خويشتن خويش است خارج گشته است ، و اكنون ميل دارد كه دوباره به حالت اوليه يا طبيعي خويش برگردد.

* مرحله طبيعي و اوليه انسان چيست ؟
مرحله بدون وجود تفكر من ، فكر ، و همراه با شادماني . در مدت خواب ، اين تجربه را كسب ميكنيد . در طي خواب ، فكر وجود ندارد و تجربه شادي و رهايي را كسب ميكنيم .

* وضعيت كنوني ما چگونه است ؟
اكنون ما در حالت جهالت قرار داريم ( هندي : آجنانا ) ، سرشار از وجود من و تحت هجوم افكار . اين افكار خوشايند و نا خوشايند ، احساس استرس و ناشادماني را ايجاد ميكند ( هندي : سامسارا ) و به آمد و رفت هاي مكرر ( حلقه حياط و مرگ ) منجر ميشود .

* امواج افكار چه هستند ؟ چگونه ايجاد ميشوند ؟ چگونه بر آنها مسلط شويم ؟
اين امواج افكار بر اثر (( واسانا )) ها به وجود مي آيند :

9- واسانا چيست ؟

وقتي فكري پيش مي آيد و سپس از ذهن خارج ميشود ، اثري از آن در ذهن نا آگاه ما باقي مي ماند . و زماني كه همان فكر مجدادا پيش مي آيد ، اثر دفعه پيش خود را عميقتر ميكند و آگر همان فكر مكررا پيش آيد ، اثر عميقتر و بزرگتر ميشود . تا زماني كه آن فكر جاي محكمي را براي خود پيدا نكرده ، به صورت دعوت نشده هر زماني به سراغ ما آمده و ذهن را مشغول ميكند .
اين تاثيرات كه در ناخود آگاه ما ثبت ميشود ، نطفه اي را بوجود مي آورد و در زمان مرگ ، عميقا در قلب ما نفوذ ميكند و از بين نمي رود ، آنها به عنوان واسانا ( پو روا سامسكارا يا گرايشات مخفي ) به زندگي بعدي ما منتقل ميشوند و در زمان مساعد خود را نشان ميدهند ، يعني از قلب ما تراوش ميكنند .
خود بزرگ ، اين واسانا ها را در نزديكي خود ، يعني در قلب ما حفظ و حراست ميكند ، مانند : شخص خسيسي كه شي گرانبهايي را هميشه نزديك خود نگه ميدارد و به هيچوجه از مراقبت آن غافل نميشود .
وقتي واسانايي از قلب آزاد ميشود و به فعاليت ميپردازد ، با نور مربوط به خود بزرگ همراه است و به فرد احساس فكر كردن دست ميدهد . واسانا از قلب به مغز ميرود و در اين جريان ، فكر تغيير يافته و بزرگ ميشود ، و اين بزرگ شدن تا زماني كه به تنهايي شروع به خودنمايي كند ادامه خواهد داشت . در اين بين ساير واسانا ها در حالت غير فعال هستند .
وقتي واساناي اصلي مسيرش را طي كرد ، واساناي قوي بعدي كه در قلب به صورت مخفي وجود داشت خود نمايي ميكند ، جريان فوق را ميگذراند و شروع به اشغال ذهن ميكند و به همين ترتيب واسانا ها يكي يكي ظاهر ميشوند . در مورد تاثيرات فكر و ذهن ، بايد اشاره نمود كه اين تاثيرات شخصيت فرد را شكل ميدهند .
اگر غالب اين افكار راجع به خدا و مهرباني نسبت به همنوع باشند ، فرد متدين و نيكوكار جلوه خواهد كرد و موجب ارتقاء مقام فرد ميشود و تدريجا پختگي و آمادگي فرد براي انجام تكاليف الهي را به دنبال خواهد داشت و وي را در زمينه معنويت به درجات بالايي ميرساند .
با بالا رفتن سن اگر فرد مراقب افكار خود نباشد و اجازه دهد كه افكار ناخوشايند با روش قديمي خود پيشرفت نمايند ، شخص قرباني افكار خويش خواهد شد و انسانها از وي فرار خواهند كرد . اين دسته از افراد حتي در زمان حياتشان ، زندگي جهنمي و حقيرانه اي را ميگذرانند . اگر اين سامسكاراهاي بد به زندگي بعدي منتقل شوند ، تنها راه نجات اين است كه لطف خداوند شامل حال شخص شود و كودك را در خانواده و محيطي كه رشد معنوي را در او فراهم ميكنند قرار دهد . ( بهاگاواد گيتا قسمت 16 )
تنها راه ساده براي رهايي از اين گرايشهاي نا مطلوب در اين زندگي ، تكرار دائم مانترا و ذكر دائم پروردگار است . به اين ترتيب به مرور زمان گرايشات منفي در ذهن انسان معدوم ميشوند و دريچه هاي حافظه طولاني مدت باز ميشوند . ( در اين هنگام حافظه موقت ازميان ميرود و آموخته هاي انسان به صورت دائمي و بدون فراموشي در مغز او ثبت ميشوند. )
در مرحله بيداري ( تاميل : جاگرات ) ، وقتي كه فرد تنبل ، بيكاره ، هوسران و عياش ميشود ، فكرش هرگز تنبل و كند نميشود . فكر دائما و به صورت پيوسته مشغول واسانا هاي گوناگوني است .
اگر بخواهيم ذهن و واسانا را تشبيه كنيم شباهت آنها به آسياب و گندم است :
ذهن سنگ آسيابي است كه دائما ميچرخد و واسانا ها دانه هاي گندم هستند كه ذهن را مشغول نگه ميدارند ، اگر دانه نباشد آسياب هم متوفق ميشود و به همين صورت اگر واسانايي وجود نداشته باشد ، طبيعتا ذهن مشغوليتي نخواهد داشت .
در قسمت ششم از (( آروناچالا آشتاكا )) ( قطعات هشتگانه آروناچالا) ، ماهاريشي با اشاره به قلب چنين ميگويد :
(( تو خودت هستي ، موجودي كه از هميشه از وجود خويش به عنوان خود بزرگ و درخشان ، در قلب آگاه است . در تو قدرت مرموزي وجود دارد كه آن قدرت بدون هيچ است . ))
بنابراين واسانا ها كه در طي مديتيشن ، به صورت افكار زائد در ذهن فرد ظاهر ميشوند ، مزاحم مديتيشن خواهند بود و تا زماني كه واساناها وجود دارند و كاملا از بين نرفته اند ، نميتوان به خويابي رسيد .
راه رهايي چيست ؟
تنها راه رهايي از واساناها تمركز بر چيزي است كه فاقد واسانا باشد ، قلب تنها چيزي است كه ميتواند واسانا ها را ازبين ببرد.هدف جويندگان حقيقت ، بايد خارج كردن افكار زائد از قلب و آزاد كردن آن باشد . به صورتي كه هيچ انعكاسي نور آگاهي را نپوشاند . و اين كار تنها با جستجوي منشاء ((ايگو)) امكانپذير است . ( ايگو مكاني است كه آگاهي مطلق در آنجاست ، مكاني در قلب و مملو از آگاهي ماوراء تصور بشر ) .
هنگامي كه به ايگو دست پيدا كنيد به حالت اوليه بشر ، حالت بدوي ، حالت آگاهي مطلق و در كنترل گرفتن روح خواهيد رسيد ، حالتي كه به گفته بسياري از اساتيد حالت خلوص ابدي نام دارد .
در مكان ديگري ماهاريشي در مورد نحوه رهايي چنين گفته است :
بهمان صورت كه آبي كه در ظرفي وجود دارد ، نور عظيم خورشيد را در حدود ظرف منعكس ميكند ، به همين صورت واساناها نيز زمينه انعكاسي هستند كه نور عظيم آگاهي را كه از قلب بر مي آيد ، ميگيرند و منعكس ميكنند ، اين فرايند ذهن را بوجود مي آورد . با توجه به انعكاس ها ، تنها فردي كه به روشن بيني نرسيده باشد دچار گمراهي ميشود و اشتباها تصور ميكند كه موجود محدودي ميباشد و اين درحالي است كه افراد روشن بين ميدانند كه هيچ محدوديتي ندارند .
روش (( من كه هستم ؟ )) ، ذهن را زير و رو ميكند و به منشا ((من)) ، ميرود ، واساناها معدوم ميشوند و به علت نبودن زمينه انعكاسي و عدم انعكاس افكار ذهن و تفكر در نور وحدت كه قلب ميباشد ادغام ميشوند . شايد به اين دليل است كه (( جيوا يا خود كوچك )) را آگاهي انعكاسي مينامند . ( خود كچك حالتي از آگاهي است كه معمولا ما قبل از روشن بيني آنرا به عنوان خود ميشناسيم ) .

قسمت 276 از (( ويوكا چودماني )) ميگويد :
به نسبتي كه فكر و ذهن جذب قلب ميشوند ، واساناها معدوم ميگردند. مديتيشن و تمركز روي خود بزرگ ، به نحوي كه عوامل خارجي مخل آن نشوند ، ضروري است تا گرايشات غريزي ذهن كهموجب تولد و مرگ هاي متعدد ميشوند گسسته شود و تا زماني كه خود بزرگ به صورت طبيعي و بدون تمركز كردن جريان يابد ، بايستي مديتيشن را ادامه داد . به اين ترتيب است كه واساناها از بين ميروند .

(( ماندوكيا اوپا ني شاد )) ، چنين ميگويد :
ذهن را روي قسمت اصلي قلب يا همان جايي كه آخرين صداي كلمه ((مادر)) ، كه طنينش را در ذهن باقي ميگذارد متمركز كنيد و بدون فكر باقي بمانيد ، اين راهي است براي تمركز ذهن بر روي قلب .

در بهاگاواد گيتا فصل 6 ، قسمت 25-26 آمده است :
با عزم ثابت بتدريج ذهن را روي خود بزرگ ثابت نماييد و سكون ذهن را تجربه كنيد، بعد از آن بدون تفكر باقي بمانيد و هر زمان كه ذهن شروع به فعاليت نمود ، توجه آنرا به خود بزرگ برگردانيد و ((خويش)) باقي بمانيد .
ماهاريشي در مورد تكرار مانترا ها چنين گفته است : زماني كه مانترا تكرار ميشود ، اگر با دقت پيگيري نماييد كه صداي مانترا از كجا سرچشمه ميگيرد ، ذهن جذب آنجا ميشود . به اين حالت تاپا ميگويند .
همانگونه كه هواي درون هر ظرفي با هواي محيط پيرامون آن متفاوت نيست ، ماهيت خود بزرگ موجود در قلب نيز با ماهيت خداي مطلق ، ذات لايتناهي پروردگار و روح يكي ميباشد .

10-مكان خود بزرگ

((خودبزرگ)) ، كوچكتر از كوچكترين و در عين حال بزرگتر از بزرگترين ، در گوشه قلب هر موجود زنده اي مخفي است . خود بزرگ به بزرگي انگشت شست هر فرد در قلب هر شخصي وجود دارد.
(( قلب به مانند غنچه نيلوفر آبي است كه به صورت وارونه قرار دارد . نقطه روشني به مانند اتم ، يا به اندازه انتهاي دانه شلتوك در آن وجود دارد. آن نقطه مانند شعله شمع است و سر آن جايگاه ((خود بزرگ )) ميباشد .
قلب به صورت غنچه نيلوفر آبي است كه جايگاه آن در وسط قفسه سينه ، كمي به طرف چپ ميباشد . تمام نيدي ها ( چاكراها ) از اينجا سرچشمه ميگيرند و كنترل ميشوند . نفس ، فكر ، و آگاهي نيز از اين مكان سرچشمه ميگيرند.

11-مشخص كردن جاي قلب براي مديتيشن

از آنجايي كه نفس از قلب سرچشمه ميگيرد ، براي مشخص كردن جاي قلب به منظور انجام مديتيشن :
1- چشم ها را ببنديد و براي چند ثانيه حركات تنفس را كنترل كنيد .
2- دقت كنيد كه نفس از كجا وارد قلب ميشود و از كجا برميخيزد .
3- جايي كه نفس در آن فرو ميرود و از آنجا بر ميخيزد را به عنوان محل قلب در نظر بگيريد .
بعضي از افراد توجه را روي جمجمه و برخي ديگر تمركز را روي منطقه بين دو ابرو (چاكراي ششم ) قرار ميدهند. ولي ماهاريشي تنها توجه را معطوف به قلب مينمايد ، چرا كه معتقد است تنها قلب (چاكراي چهارم) ميتواند واساناها را از بين ببرد و موجب رهايي ذهن شود .

12- تمركز

طبيعت ذهن سرگردان بودن است و توسط واساناها به هرطرف رانده ميشود .
چگونه ميتوان ذهن را در طول تمرين بر روي قلب متمركز نمود ؟
از دوران قديم كنترل تنفس را در اين مورد توصيه كرده اند . ماهاريشي در اين مورد ميگويد : از آنجايي كه منشاء تنفس و ذهن يكي است ، كنترل تنفس موجب كنترل خود به خود ذهن ميشود . در طي مراحل حبس تنفس ، اگر ذهن را روي قلب ثابت نگه داريم ، بتدريج ذهن از بين ميرود ، تا جايي كه ذهن به طرف درون رفته و بر روي قلب ثابت ميشود و پذيرشي را براي واسانا نخواهد داشت و در نهايت اثرات واساناها را از بين ميبرد .
ماهاريش در مورد رياضت كشيدن چنين ميگويد :
رياضت راه مناسبي نيست ، در آوردن ذهن به صورت شرطي با روزه طولاني ، غش ، رنج مادي و... راه غلطي براي رسيدن به آگاهي است ، چرا كه پس از قطع شدن هر يك از موارد فوق ، ذهن دوباره به حالت ابتدايي باز ميگردد و شروع به فعاليت ميكند . در حالي كه تكنيك من كه هستم ؟ ذهن را بدون هيچگونه رياضتي معدوم ميكند .

13-كنترل تنفس

براي بدست آوردن تمركز ، از روش هاي مختلفي استفاده ميشود . ماهاريشي در اين مورد ميگويد (( پراناياما )) ضرورت چنداني ندارد.
در مورد كنترل تنفس ، بعنوان روش كمكي براي تمركز ، روش كنترل از خارج براي افرادي مناسب است كه قدرت كافي براي كنترل ذهن را ندارند . بهترين راه براي كنترل ذهن ، معاشرت و زندگي در مجاورت افرادي است كه به روشن بيني رسيده اند . در صورتي كه اين كار ميسر نباشد ميتوانيد از روش كنترل تنفس استفاده كنيد .
با زندگي كردن در مجاورت افرادي كه به روشن بيني رسيده اند ، اين افراد زمينه را براي كنترل ذهن فراهم ميكنند ، هرچند اين قدرت آماده سازي ذهن براي شخص به وضوح قابل درك نباشد . اگر شخصي مانترا ها را به صورت مداوم تكرار كند ، ديگر نياز چنداني به كنترل تنفس نخواهد داشت .

14- تمرين

وقتي فردي مي كوشد تا ذهن را آرام كند ، و شروع به مديتيشن ميكند ، امواج افكار بيش از پيش هجوم مي آورند تا زمينه صاف و بدون فكر را اشغال كنند . به محض اينكه فرد متوجه شد كه در حال تفكر است ، بدون اينكه جذب اين افكار شود اين سوال را مطرح ميكند :
1- (( اين افكار براي چه كسي آمده اند ؟ )) جواب اين است )) براي من )).
2- ((من كه هستم ؟ )) . با اين سوال و باتوجه به مديتيشن فرد بر روي قلب ، شخص به درون قلب فرو ميرود و منشا (( من )) را جستجو ميكند .
در مورد هر فكر دو قسمت بالا را اجراكنيد ، طي مدت كوتاهي خواهيد توانست افكار ناخواسته را از ذهن برانيد .

در ابتدا تمرين را به مدت 20 دقيقه انجام دهيد و بعد زمان آنرا تا 1 ساعت افزايش دهيد . ( در اين مورد در آينده توضيح بيشتري خواهم داد . ) تمرين را در محل و زمان مشخصي انجام دهيد . زيرا نشستن در مكان و زمان خاص در يك مكان مشخص موجب ميشود ذهن بصورت خود به خود مديتيشن را آغاز كند .

ادامه دارد ....

مطلب بعدی   ::  مطلب قبلی

   

  
تقشه سایت : لینک باکس