| | |
|
انواع سی دی و نرم افزار های جدید |
لینک های داغ |
|
|
|
| | |

اخبار روز ::
تهران مانیا ::
نسل جوان :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20
:: امواج ::
هفت ستاره ::
طنز ::
ایران شادی :: خنده ::
دنیای خنده
|
|
|
ايريدولوژي، شکلي از تشخيص بيماري است. که در آن، رنگها و ساير خصوصيات الياف قدامي عنبيه براي اطلاع در مورد سلامتي بيمار، معاينه مي شوند. متخصصان مشاهدات خود را با نمودارهاي عنبيه تطبيق مي دهند. اين نمودارها، عنبيه را به مناطق زيادي تقسيم مي کنند. اعتقاد بر اين است که هر يک از اين مناطق با قسمتي از بدن مرتبط هستند. شواهد علمي اندکي دال بر چنين ارتباطي بين ظاهر عنبيه و وضعيت سلامت بيمار، وجود دارند. ايريدولوژيستها ادعا نمي کنند که قادرند بيماريهاي مشخص را تشخيص دهند، اما سيستمها و اندامي از بدن را که سالم بوده و يا آنهائي را که «بيش فعال»يا ملتهب هستند، مشخص مي کنند. گفته مي شود که اين علائم، با بازتاب مسائل بهداشتي گذشته يا پيش بيني مشکلات سلامتي که ممکن است در آينده ايجاد شود، به زمينه بيماريهائي مشخص در بيمار دلالت مي کنند. از آنجا که، ايريدولوژي روشي براي درمان نيست، متخصصان آن اغلب، شاخه هاي ديگر طب جايگزين ، مانند طبيعت درماني را مطالعه کرده و از ايريدولوژي به عنوان قدم اول تشخيص استفاده مي کنند. ايريدولوژي در اروپا (به خصوص انگلستان و آلمان) به طور گسترده تري از آمريکا به کار برده مي شود. به طوري که در اروپا حدودا 20000 نفر به اين کار اشتغال دارند، در حاليکه در آمريکا فقط يک دهم اين تعداد موجود مي باشد. با اين وجود، ايريدولوژي به عنوان با ارزش ترين ابزار تشخيص براي پزشکان طبيعت درماني آمريکا مطرح مي باشد. تاريخچه: تاريخچه ايريدولوژي طولاني است. در موزه هاي مصري، تصاويري وجود دارد که روحانيان چشمان فرعون را وارسي مي کنند. اولين تحليل منتشر شده عنبيه را مي توان به طبيب يوناني فيليپوس مينر نسبت داد، که در سال 1670 کتابي در شرح خصوصيات عنبيه به نام «کروماتيکا مديکا» تحرير کرد، که در آن توضيح داده بود که در چشم اطلاعات ارزشمندي درباره بدن وجود دارد. يکي از اولين ايريدولوژيستهاي قرون اخير دکتر ايگناژ فون پژلي مجاري بود. ماجرا از اين قرار بود که در 1861، يک پسر جوان بنام ايگناتز پژلي، يک جغد با پاي شکسته پيدا کرد (بعضي اخبار مي گويند او خودش پاي او را شکسته بود!). او متوجه يک نوار مشکي در چشم جغد شد. با پرستاري از جغد، پاي او خوب شد، و او پرنده را در طبيعت رها کرد. در اين موقع او متوجه شد که نوار مشکي با خطوط سفيد نازک جايگزين نوار مشکي شده است. سالها بعد هنگامي که پسر يک دکتر شد، کم کم متوجه شد که بيمارانش، اختلالاتي در عنبيه خود دارند. تفاوتهاي موجود، به نوع و محل بيماري در بدن وابسته بود. در طول زمان او يک نقشه از رابطه بدن عنبيه ترسيم کرد. تقريبا در همان زمان، يک پسر 14 ساله سوئدي، نيلز ليلجکوئيت، پس از تعطيلات به سختي مريض شد. بعد از آن که او درمان با گنه گنه و ساير داروهاي قوي را آغاز کرد، متوجه تغيير در رنگ عنبيه خود شد. سالها بعد، تعدادي از دنده هاي او شکسته شد و مجددا متوجه تغييررنگ عنبيه خود شد. در 1983 او بيش از 258 نقشه در شرح تفسير خود از رابطه بدن / عنبيه منتشر کرد. نقشه هاي اين دو مرد در ابتدا مشابه بودند. در سال 1950 دکتر برنارد جنسن، مجموعه نقشه هاي خود را در ايالات متحده چاپ کرد. اينها تعدادي از پر استفاده ترين نقشه هاي ايريدولوژي هستند. که اکنون در جهان و خصوصا در استراليا، کانادا و تعدادي از کشورهاي اروپائي و آسيائي عموميت يافته اند.
اصول اوليه ايريدولوژي عنبيه، آن چيزي است که ما به عنوان قسمت رنگي چشم مي شناسيم. آن مرکز قابل انقباض يا مردمک را احاطه کرده. نور از ميان مردمک عبور کرده و توسط عدسي به صورت يک تصوير بر روي شبکيه چشم متمرکز مي شود. اعصاب عنبيه به قسمتي از مغز به نام هيپوتالاموس متصل هستند. بايد توجه نمود که شواهدي مبني بر اين که هيچ يک از اين عصبها به قسمتهاي ديگر بدن متصل باشند، وجود ندارد. باور بر اين است که چشم چپ با سمت چپ بدن، چشم راست با سمت راست بدن مرتبط است. عموما، اعضاي بالاتر (مغز، تيروئيد) در بالاي عنبيه و اعضاي پائينتر (کليه ...) در پائين قرار دارند.
خصوصيات مورد استفاده عنبيه در ايريدولوژي در مطالعه عنبيه براي آگاه شدن به بدن، خصوصيات متعددي وجود دارد. که شامل لايه ها، رنگها، حلقه ها و نقاط مي شود، که البته به اينها محدود نمي شود.
لايه ها فرضيه مقدماتي ايريدولوژي، بيان مي کند که عنبيه از لايه هائي تشکيل شده که بيانگر 4 مرحله فعاليت بافت مي باشند. تغييرات بحراني تغييرات تحت بحراني تغييرات موضعي تغييرات فاسد کننده با مشاهده اين که کدام لايه معيوب است، مي شود در مورد طبيعت مشکل نتيجه گيري کرد.
رنگها: مطابق نقشه ها رنگهاي مناطق معين روي چشم، به منطقه مشخص بدن مربوط است. پس شما مي توانيد درباره نوع تغييرات رخ داده تصميم گيري نمايند. رنگ سفيد نشانگر کارکرد سخت يک قسمت از بدن براي نگهداري است. رنگ زرد سفيد بيانگر قسمتي از بدن است که در يک نبرد شکست خورده. قهوه اي ـ قرمز نشانگر زوال است. سياه نشانگر نسج/ در حال مرگ است. حلقه ها حلقه هاي متعددي در عنبيه قابل مشاهده هستند. اينجا چند تا از مهمترين آنها را معرفي مي کنيم: شعاعهاي خورشيدي- رو به خارج مانند پره هاي روي يک چرخ. که در جائي که ظاهر مي شوند، سلولها را سموم و وامانده مي شوند. حلقه هاي سديم ـ اين يک حلقه ابري سفيد است که اغلب روي سطح چرخشي رخ مي دهد. که ممکن است نشانگر درد و رنج باشد. حلقه تسبيحي لمفاوي ـ احتمالا فرد داراي اين حلقه، در اعضائي از بدن که وابسته به سطوح زير حلقه مي باشند، باندازه کافي تمرين و ورزش انجام نداده. حلقه هاي عصب ـ هر چه فرد تعداد بيشتري از ان حلقه ها داشته باشد، عصبي تر است. ممکن است اين افراد به تغيير شيوه زندگي مانند کاهش استرس و يافتن يک شخص ديگري براي دردل نياز داشته باشد. نقاط نقاط ممکن است از اين سو به آن سوي عنبيه حرکت کنند، و باور بر اين است که نشانگر نقص يا يک انسداد در هوشياري در رابطه با يک سيستم يا عضو باشد.
| |
مطلب بعدی
::
مطلب قبلی
|
|
|
| |
|
|
|
| | |