استيگماتا (Stigmata) ظاهر شدن ناگهاني زخم هايي خون آلود - شبيه زخم هاي حضرت مسيح (ع) مصلوب - بر روي دست، پا، پيشاني و پشت افراد است، برخي معتقدند استيگماتا تجربه اي از عالم غيب است.
تاريخ نشان داده است تحمل درد و رنج اين زخم ها كه روي دست پا، يا پيشاني افراد بوجود مي آيد، نشانه اي از علاقه شديد به حضرت مسيح (ع) است. در چنين شرايطي به آن "استيگماتاي قابل رويت" مي گويند. گاهي تنها بدون هيچگونه علامت بيروني ، فرد از درون رنج مي برد، كه به آن "استيگماتاي نامرئي" مي گويند. اگر شخص خودش اين زخم ها را ايجاد كند، اين كار stigmatization يا تظاهر به استيگماتا مي نامند.
آنچه آورده اند حاكي از آن است كه معمولا چند ساعت بعد از پديدار شدن اين زخم ها، خود به خود التيام پيدا مي كنند. تعدادي از اشخاصي كه اين بيماري را تجربه كرده اند، مي گويند كه قبل از ظاهر شدن زخم ها در بدن خود احساس ناراحتي، افسردگي ، ضعف و درد داشته اند.
معمولا براي مدت زمان نامعلومي از شكاف زخم ها خون مي آيد، سپس به ناگهان التيام پيدا كرده و محو مي شوند. شكاف زخم ها ممكن است هم زمان در يك يا چند جاي بدن ظاهر شوند. در چنين شرايطي شخص دائما در درد و ناراحتي است.
تا كنون تعداد موارد گزارش شده از اين بيماري بيش از 500 مورد بوده است. اولين مورد ثبت شده در سال 1222، شخصي به نام استفان لانگتون (Stephen Langton) در انگليس بود. در سال 1224 نيز سنت فرانسيس (Saint Francis) اولين فردي بود كه در ورناي ايتاليا از اين زخم ها رنج برد .
از ديگر موارد مشهور اين بيماري مي توان به سنت كاترين (Saint Catherine) ، سنت جان (Saint John) و سنت ماري (Saint Marie) اشاره كرد. از مشهورترين موارد در قرن بيستم مي توان به سنت پيو (Saint Pio, 1968-1887) اشاره كرد.
موارد اخير مشاهده استيگماتا؛ برادر روك (Brother Roque,1968-1996) در كلمبيا و ليليان برناس (Lilian Bernas) اهل كشور كانادا در سال 1992 بوده است.
مواردي از استيگماتا هم مشاهده شده كه خود شخص زخم هاي تقلبي در بدنش ايجاد كرده، به طور مثال ماگدالنا دي لا كروز (Magdalena de la Cruz, 1487-1560) كه به كار خود اعتراف كرد. چنين مواردي معمولا به اختلالات مغزي شخص بر مي گردد.
برخي افراد نيز به دليل ابتلا به سندروم مونچوسن (Munchausen) كه ميل شديد به توجه است، اين كار را انجام مي دهند. شخص مبتلا به سندرم مونچوسن خودش را زخمي مي كند و يا تظاهر به داشتن يك بيماري مي كند تا به بيمارستان منتقل شود تا بتواند از توجه و مراقبتي كه از او مي شود لذت ببرد.
افرادي كه به اين حالت دچار شوند، از طرف پاپ مقدس شناخته مي شوند. شايد يكي از دلايلي كه افراد تظاهر به استيگماتا مي كنند همين انگيزه باشد و از اين طريق، افراد سعي در مطرح كردن خود داشته باشند. استيگماتاي تقلبي نيز خود به خود خوب مي شود.
هر چند برخي معتقدند كه استيگماتا نوعي تحريك رواني است، اما در اكثر مواردي كه مشاهده شده چنين امري صدق نمي كند. استيگماتا مي تواند براي زن ها نيز مانند مردان اتفاق بيفتد. زخم ها بسته به شخصي كه دچار اين بيماري شده ممكن است متفاوت باشد.
معمولا زخم هاي استيگماتا در پنج نقطه از بدن ظاهر مي شوند، كه عمدتا روي دست يا مچ، پا و پهلو هستند. زخم هاي ديگر كه معمولا در طول بيماري بوجود مي آيند، شامل :
- زخم هايي كه تاج خاردار مسيح آنها را ايجاد مي كند ، هر چند برخي اوقات غير قابل رويت است
- زخم هاي شلاق در پشت
- زخم هاي نيزه در پهلوها، يا سوراخ هايي روي دست ها و مچ ها
- سوراخ هاي ميخ روي قوزك پا يا خود پا ؛ اين سوراخ ها در اغلب موارد شكلي را تشكيل مي دهند.
زخم هاي يك استيگماتاي واقعي معمولا در پنچ ظاهر مي شود. هر مرحله يك فاصله زماني با مرحله بعدي دارد و به اين صورت تكرار مي شود: A; A,B; A,B,C; A,B,C,D; A,B,C,D,E.
تجربه كنندگان اين بيماري معتقدند كه در انتهاي هر مرحله گاهي شخص رايحه اي از يك گل خاص را به عنوان نماد تقدس استشمام مي كند. علاوه بر اين بسياري بر اين باور هستند كه خون هاي جاري شده از زخم هاي بيمار، خون حضرت مسيح (ع) است.
استيگماتاي طبيعي روي يك دست شخص و مچ دست ديگرش ظاهر مي شود . شايد اين نشانه اي باشد براي تشخيص اينكه استيگماتا منشا بشري دارد يا الهي. در استيگماتاي طبيعي بوي استشمام شده بوي ياس است و خوني كه از زخم ها جاري شود، با روش هاي معمول پزشكي، بند نمي آيد. در حاليكه در استيگماتاي تقلبي زخم ها سطحي تر هستند و به سرعت التيام مي پذيرند، خون جاري شده از زخم ها تازه است و رنگ شفاف دارد و معمولا خلاف جهت جاذبه جاري مي شود. بروز بيماري استيگماتا معمولا با حالت خلسه همراه است.
يكي از محققين مسيحي به نام ايوان ايليچ (Ivan Illich) در نوشته اي به نام "درد و مهمان نوازي" (Hospitality and Pain) نظرش را در مورد استيگماتا چنين بيان مي كند:
"هم دردي با مسيح است، وقتي قدرت ايمان در شخصي قوي باشد، صورت خارجي اش منجر به رنج و درد ذهني مي شود."
به عقيده او استيگماتا نتيجه شدت ايمان شخص و ميل شديدش براي همدردي با رنج هاي مسيح است. تا كنون استيگماتا موضوع چندين فيلم، برنامه هاي تلويزيوني و كتاب ها بوده است.
|