انواع سی دی و نرم افزار های جدید

      لینک های داغ

 
   
  


 




تهران وب  
اخبار روز :: دوستان :: تهران مانیا :: نسل جوان :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20 :: امواج :: هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ :: طنز :: ایران شادی :: خنده :: لینک باکس :: دنیای خنده

پزشکي(سلامتي و بهداشت) :: سلامتي کودکان و نوجوانان

موضوع: ارزش گذاري يك كودك

هر بار كه كودكي به دنيا مي آيد، پدر و مادري نيز متولد مي شوند. تا معلوم شود كه با به دنيا آمدن يك كودك، مسئوليت ها و نقش هاي تازه اي نيز در زندگي آدم بزرگ ها اضافه مي شود. نقش ها و مسئوليت هايي كه توجه به هر يك از آن ها در زندگي و آينده طفل نورسيده اهميتي دوچندان داشته و بي توجهي به نقش درست پدر و مادر بودن به معناي مشكلاتي است كه در آينده گريبان يكي از اعضاي جامعه را خواهد گرفت. با اين حال براي بسياري از خانواده ها وجود يك طفل، فارغ از زيبايي هاي طبيعي اي كه در نتيجه حضور او به وجود مي آيد از جنبه هاي خاصي اهميت دارد. شايد از اين روست كه كارشناسان در تقسيم بندي هاي خود از ارزش گذاري فرزندان به وسيله والدين سخن به ميان مي آورند. پرسش مورد نظر اين عده حول اين محور مي چرخد كه نحوه ارزش گذاري فرزندان در خانواده ايراني چگونه است؟ والدين برچه اساسي كودكان خود را دوست مي دارند و به آن ها احترام مي گذارند؟ ساخت جامعه، خانواده و ويژگي هاي رواني- اجتماعي زوجين تا چه اندازه در اين ارزش گذاري تأثير مي گذارد.
تئوري هاي جامعه شناختي در بررسي خانواده ها و وضعيت دروني اين نهاد نشان دهنده آن است كه ارزش فرزند برحسب خصوصيات جامعه و نهادهاي موجود در آن توضيح داده مي شود. اين نهادها، شيوه زندگي و مقررات و ضوابط حاكم بر رفتار انسان را در تمامي زمينه هاي حياتي و از جمله در مورد ارزش فرزند مشخص مي كنند. به اعتقاد كارشناسان مسائل اجتماعي نگرش و رفتار انسان با معيارهايي كه در جامعه مشاهده مي شود؛ همنوايي دارد. از اين رو، ساختار اقتصادي _ اجتماعي و فرهنگي جامعه تا حدود بسياري مي تواند در نوع نگاه به فرزند در خانواده تأثير بگذارد و به عبارتي تعيين كننده ارزش فرزند باشد. تئوري هاي اقتصادي در بررسي اين وضعيت نشان مي دهند كه رفتار باروري خانواده ها چگونه متأثر از رفتار اقتصادي آن ها تغيير مي كند.
● پيوند عوامل اقتصادي با تولد يك كودك
دكتر( محمد رحيم زاده) كارشناس و پژوهشگر مسائل اجتماعي در اين زمينه مي گويد:( همانگونه كه خانواده ها در زمينه يا در حوزه اقتصادي درباره گزينش يك كالا تصميم مي گيرند، به همان صورت نيز با توجه به ميزان درآمد و هزينه هاي فرزند خود درباره بود و نبود آن تصميم مي گيرند. از اين زاويه منفعت يا عدم منفعت اقتصادي به عنوان عاملي در راستاي تصميم گيري والدين درباره فرزندان به شمار مي آيد. دراين وضعيت فرزندان مانند كالا به عنوان يك منبع لذت قرار مي گيرند، به عنوان نيروي كار به چشم والدين مي آيند و نيز به وسيله اي براي نگهداري از والدين در سنين كهولت تبديل مي شوند. در هر كدام از اين موقعيت ها نوع نگاه والدين و ميزان و شكل هزينه آن ها براي فرزندان خويش تغيير مي كند. هزينه هاي در نظر گرفته شده نيز به شكلي مستقيم و غيرمستقيم عرضه مي شود. در بخش مستقيم پدر و مادر هزينه هايي براي رسيدن به مرحله منفعت اقتصادي فرزند خويش پرداخت مي كنند. هزينه هاي غيرمستقيم نيز شامل فرصت هايي است كه به دليل پرورش فرزند از دست مي رود. در اين وضعيت منابع اقتصادي ناشي از فرزند در جوامع سنتي و توسعه يافته نيز تغيير مي كند. )
تحقيقات كارشناسان نشان مي دهد كه در جوامع سنتي جريان ثروت از فرزند به سوي والدين است، به عبارت ديگر، اين فرزندان هستند كه به والدين خود منفعت مي رسانند. به همين دليل، در اين جوامع فرزند اهميت پيدا مي كند. در صورتي كه در جوامع توسعه يافته به سبب عموميت يافتن آموزش، ممنوعيت انتقال فرزندان خردسال، عدم وابستگي والدين در سنين پيري به فرزند به دليل وجود مقررات تأمين اجتماعي، بيمه بازنشستگي و . . . منافع كمتري از سوي فرزندان به والدين انتقال مي يابد. دكتر( رحيم زاده) در اين رابطه مي افزايد: ( در نتيجه فرزندان به عنوان عنصر اقتصادي در چنين جوامعي اهميت خود را از دست مي دهند و از آن طرف هزينه هاي نگهداري فرزند نيز براي خانوار ها افزايش پيدا مي كند. مطالعات صورت گرفته بر روي اين موضوع نشان مي دهد كه علاوه بر عوامل اقتصادي، عوامل ديگري نيز در خانواده ارزش فرزند را براي والدين تعيين مي كنند. در بررسي اين عوامل مي توان آن ها را در دو حوزه اجتماعي و روانشناختي خلاصه و دسته بندي كرد. به تعبيري بهتر منافع اجتماعي، سليقه ها، علايق و تقاضاي خانواده را براي داشتن فرزند تحت تأثير قرار مي دهد و آنجا كه ارزش فرزند موجب ارتقاي منزلت اجتماعي والدين شود، ميل به داشتن آن افزايش مي يابد. اما در حوزه روانشناختي، احساسات رواني تعيين كننده ارزش فرزند مي شود. از اين زاويه فرزند با حضور خود درچارچوب خانواده وضعيت بزرگسالان و بخصوص زنان را تأييد مي كند، به آنان هويت اجتماعي مي بخشد و پيوندشان با جامعه را مستحكم مي كند. )
● كسب اعتبار
زن و مرد در مرحله اي از زندگي تصميم مي گيرند كودكي داشته باشند. اين تصميم تحت هر عاملي كه باشد در مرحله اي از زندگي رخ داده و از دلايلي حكايت مي كند كه زوجين با اعتقاد به آن ها به تولد كودك رضايت داده، تحت تأثير آن به مرحله اي ديگر از زندگي پاي مي گذارند. براي شما كدام گزينه اهميت دارد؟دكتر (رحيم زاده) كه خود تحقيقاتي در اين باره داشته است به اين پرسش از چند زاويه نگاه مي كند و مي گويد:( كودك علاوه بر كسب اعتبار براي والدين موجب نجات آنان از تنهايي، ايجاد سرور و نشاط در زندگي، رشد شايستگي و صلاحيت و كسب شخصيت آنان مي شود. از اين نظر داشتن فرزند انگيزه لازم را براي موقعيت در زندگي ايجاد مي كند. اگر از زاويه اي ديگر بخواهيم به موضوع نگاه كنيم مي توان گفت به دليل ساختار جامعه ايران كه امكان گذران فراغت براي زنان در بيرون از منزل كمتر وجود دارد و زنان بيشتر اوقات خود را در منزل مي گذرانند، براي رهايي از تنهايي و پر كردن اوقات فراغت خود بيش از مردان به فوايد عاطفي ناشي از دارا بودن فرزند اهميت مي دهند. در اين مواقع فرزند محور شادي و سرگرمي و نيز به عنوان ياور تنهايي و پركننده اوقات فراغت تبديل مي شود. مطالعات انجام گرفته نشان مي دهد كه زنان محدوديت ها و فرصت هاي از دست رفته ناشي از نداشتن فرزند را بيشتر از مردان ارزيابي مي كنند. اين امر مي تواند ناشي از ارزش ها و باورهاي اجتماعي حاكم بر جامعه درباره نقش مادر در تربيت و نگهداري فرزند باشد. از اين زاويه چنين تفسير مي شود كه زنان بيش از مردان فرصت هاي زندگي خويش را در اختيار فرزندان قرار مي دهند و همين مسأله موجب مي شود كه آنان فرصت كمتري براي انتقال، تحصيلات بالاتر، تفريحات و . . . داشته باشند. )
وي در ادامه مي افزايد: (با افزايش سن ازدواج اين احتمال وجود دارد كه افراد به خاطر رسيدن به موقعيت هاي شغلي مناسب تر كمتر به فوايد اقتصادي ناشي از وجود فرزند توجه مي كنند. در اين مواقع افراد احساس لياقت، شايستگي، پذيرفته شدن به عنوان عضو كامل اجتماع را نه از طريق فرزند بلكه از طريق موقعيت هاي اقتصادي، اجتماعي خود كسب مي كنند. بنابراين به عقيده كارشناسان مسائل اجتماعي با افزايش سن ازدواج، افراد تجربيات لازم در چگونگي گذران زندگي به دست مي آورند، در نتيجه آن دسته از هزينه هاي ناشي از داشتن فرزند كه احتياج به تجربه زندگي دارد با افزايش سن در افراد كاهش پيدا مي كند. )
به اعتقاد كارشناسان مسائل اجتماعي درآمد يك خانواده مي تواند در ارزش گذاري فرزندان آن خانواده از سوي والدين تأثير بگذارد. هزينه هاي عاطفي، خانوادگي، جسماني و . . . نيز هر كدام به فراخور حال خود در اين مورد تأثير مي گذارند. اين موضوع ها در كنار هم نگاه والدين را به فرزند و ارزش فرزند را در ذهن و دنياي آنان مي سازد. به عبارت بهتر براي شناخت ارزش يك فرزند از ديدگاه والدين تنها نمي توان با اتكا به تئوري هاي روانشناختي در مورد رابطه عاطفي و علاقه به پدر و مادر بودن از سوي افراد نگاه كرد. ارزش گذاري يك فرزند از سوي اعضاي يك خانواده خود يك موضوع چند عاملي است كه در كنار عوامل روانشناختي از اقتصاد، فرهنگ، اجتماع و سياست نيز تأثير مي پذيرد.
شايد اين موضوع در نگاه اول براي بسياري از ما غريب و حتي ناخوشايند باشد،شايد طرح اين نكته كه هر شخصي به فراخور حال، نگاه خاصي به فرزندان خود دارد، كمي عجيب باشد. با اين حال نمي توان از توجه به چنين نكاتي غافل شد. نكاتي كه دقت در محتواي هر كدام از آنها به معني توجه بيشتر به فرزندان و آينده آنهاست. آينده اي كه در صورت هر نوع بي توجهي از سوي پدر و مادر، به آساني مي تواند خراب و تيره شود. پدر و مادر در ارتباط با فرزندان خود ناگزير از توجه بيشتر به زندگي و عواطف او هستند. زن و مردي كه صاحب فرزند مي شوند، ديگر هماني نيستند كه تا قبل از به دنيا آمدن كودك بودند. پدر و مادر بودن آنجا معناي واقعي خود را پيدا مي كند كه در برابر مسئوليت اخلاقي پدري و مادري ديده شود. در ربط با تربيت صحيح فرزند، در ربط با آينده اي كه از همان آغازين روز هاي تولد كودك، خمير مايه آن به وسيله پدر و مادر شكل مي گيرد و يك عمر را تحت تأثير قرار مي دهد.چگونگي ارتباط با كودك و درك اين نكته كه او نيز انسان مستقلي است كه هويت و شخصيت خاص خود و در نتيجه حق و حقوق خاص خود را دارد از اهميت فراواني برخوردار است. بي توجهي به اين نكات و ارزش گذاري يك فرزند تنها به خاطر خواسته هاي خود و او را امتداد آرزو هاي خود دانستن نكته عجيبي است كه بايد در تصحيح آن كوشيد. به جاي اين نگرش ها مي توان كودك را در ربط با آينده اي ديد كه به دست او ساخته مي شود. اينجاست كه حفظ شخصيت او و توجه به توانايي ها و دقت در تربيت صحيح كودك از اهميت فراواني برخوردار مي شود.

مطلب بعدی   ::  مطلب قبلی

   

  
تقشه سایت : لینک باکس