| | |
|
انواع سی دی و نرم افزار های جدید |
لینک های داغ |
|
|
|
| | |

اخبار روز :: دوستان ::
تهران مانیا ::
نسل جوان :: بالاشهر :: ایران من
ایران 20
:: امواج ::
هفت ستاره :: تهران وب :: پرشین تاپ ::
طنز ::
ایران شادی :: خنده :: لینک باکس
:: دنیای خنده
|
|
|
مي گويند بهشت زير پاي مادر است. ولي به راستي سهم هر مادر از اين بهشت چقدر است؟ سهم مادراني كه امانت الهي خويش را در راه حق به صاحبش باز گرداندند چقدر است؟ ... و يا سهم مادراني كه از كودكاني پرستاري مي كنند كه زباني براي تشكر و يا گوش شنوايي براي شنيدن درد دل مادرانه و يا چشم بينايي براي ديدن چروك هاي صورت مادر ندارند؛ مادراني كه تمام عشق و علاقه خود را نثار كودكاني مي كنند كه قادر به حرف زدن و راه رفتن و حتي نشستن و غذاخوردن به تنهايي نيستند و متاسفانه اميدي به بهبودي آنها نيست. اين كودكان استثنايي مادراني دارند همچون تمام مادران ديگر كودكان؛ با عاطفه و محبت، با دست نوازشگر و مهربان. از جمله اين مادران، مادر جواني است كه فرزند پسري دارد كه در خردسالي دو چشم خود را از دست داده است و مادر چشمان بيناي او شده است در فراز و نشيب هاي زندگي.مادري ديگر پسر 15 ساله اي دارد، او نمي تواند راه برود و بنشيند و حتي تعادل خود را حفظ كند. مادر براي او ستون زندگي است. مادر با دستان خود غذا دهان فرزندش مي گذارد، موهايش را شانه مي زند. او را بغل مي گيرد و جابه جايش مي كند؛ هر چند كه جثه مادر ديگر توان تحمل وزن فرزند را ندارد. مادر دست و پاهاي او را ماساژ مي دهد تا در اثر خوابيدن زياد و بي تحركي خشك نشود و درد او كمتر شود و پسر فقط جيغ و داد مي كشد، شايد تشكر مي كند، مادرش را صدا مي زند و شايد از تقدير خود گله مي كند! مادري ديگر دختر 18 ساله خود را تر و خشك مي كند؛ دختري كه فقط گردن و دستانش قادر به حركت است و مادر او را غذا مي دهد و با دقت و وسواس نظافت مي كند، قصه مي گويد و در همان حال موهايش را كوتاه مي كند. با او حرف مي زند هر چند كه پاسخي نمي گيرد و با ويلچر او را به پارك مي برد تا هوايي تازه كند.مادر جوان ديگر، فرزند 4ساله معلول ذهني خود را از اين كلينيك به آن كلينيك، از اين دكتر به آن دكتر مي برد و هر كجا كورسويي اميد بيابد با اشتياق مي شتابد تا راهي براي درمان كودك خود بيابد. او نمي خواهد فرزندش با كودكان سالم تفاوت داشته باشد. او آرزو مي كند كودكش مدرسه معمولي برود مثل تمام بچه هاي سالم. او آرزو مي كند كه فرزندش روزي بتواند مثل ساير بچه ها بازي كند، شيطنت كند و بدود، بزرگ شود، قد بكشد و مردي براي خود شود ولي در پس همه اين آرزوها فقط آهي است و اميد به يك معجزه!در زير اين آسمان نه چندان صاف، از اين نمونه ها كم نيستند؛ مادراني كه يك روز سلامت و تندرستي فرزندشان را با تمام عمر خود تاخت مي زنند. مادراني كه هيچ وقت كودكانشان جز نگاه معصومانه و يا جيغي از ته دل طور ديگري نمي توانند از آنها تشكر كنند. اي مادر مهربان تو سهم بيشتري از بهشت را خواهي داشت.اينك از تو اجازه مي خواهم كه من به جاي فرزندت، كه قادر به تكلم و تشكر نيست بگويم با تمام وجود دوستت دارم مادر فداكارم. هزاران هزار بوسه بردست هاي خسته ات، هزار بوسه بر چروك هاي صورت و شانه هاي افتاده ات.
| |
مطلب بعدی
::
مطلب قبلی
|
|
|
| |
|
|
| | |