انواع سی دی و نرم افزار های جدید

      لینک های داغ

 
   
  


 





وب گشت:: اخبار روز :: تهران مانیا :: نسل جوان :: بالاشهر :: ایران من
امواج :: هفت ستاره :: طنز ::قیمت گوشی :: ایران شادی :: خنده :: دنیای خنده

پزشکي(سلامتي و بهداشت) :: اطلاعات بيماريها

موضوع: آسيبهاي مغزي

صدمه به سر(head injury): بـه تـرومـاي ســر اطـلاق ميگردد، كه ممكن است دربرگيرنده آسيـب به پوست سر، شكستگي جمجمه و صدمه به مغز باشد.

علل اصلي آسيب به سر: تصـادفـات راننـدگي-سـقوط، تـهاجم فيزيكي و زد و خوردها-حوادث شغلي-حوادث حين فعاليت ورزشي-حوادث داخل منزل.

مغز و لايه هاي حفاظتي آن:

1-جمجمه استخوان محكمي است كه مغز را احاطه كرده است.

2-پرده هاي مغز يا همان مننژ از تماس مستقيم مغز و استخوان جمجمه جلوگيري ميكنند. اين پرده ها از خارج به داخل شامل سه لايه به نامهاي سخت شامه(dura matter)، عنكبوتيه(arachnoid) و نرم شامه(pia matter) ميباشند.



3- ميان عنكبوتيه و نرم شامه (فضاي زير عنكبوتيه) را مايع مغزي-نخاعي پر مي كند. مايع مغزي-نخاعي يك مايع شفاف و بي رنگ بوده كه به عنوان ضربه گير از آسيب رسيدن به مغز و نخاع جلوگيري بعمل مي آورد. همچنين از آنجايي كه مغز در اين مايع كاملا غوطه ور است، وزن خالص مغز از 1400 گرم به 50 گرم تقليل مي يابد، و از اين روفشار وارده به قاعده مغز كاهش مي يابد. وظايف ديگر اين مايع به گردش درآوردن مواد مغذي و شيميايي فيلتر شده از خون و دفع مواد زائد از مغز ميباشد.





4- در مغز 4 بطن (حفره ) وجود دارد كه مايع مغزي-نخاعي در آنها نيز جريان دارد.



انواع آسيب به سر:

1- آسيب بسته(closed): در اين حالت استخوان كاسه سر سالم باقي ميماند. هنگامي كه مغز بر اثر ضربه متورم ميشود، از آنجايي كه توسط جمجمه احاطه گرديده، ورم مغزبه افزايش فشار درون جمجمه اي مي انجامد. در اين حالت بافت مغز دچار فشردگي شده كه خود منجر به افزايش ابعاد آسيب ميگردد. همچنين امكان دارد بافت مغز در اين شرايط به داخل حفره هاي در دسترس واقع در جمجمه نفوذ كند. مانند كاسه چشم كه در اين صورت با اعمال فشار به اعصاب چشمي ميتواند سبب ايجاد اختلال در كاركرد چشم و يا اتساع مردمك چشم گردد.

2- باز و يا نافذ(open/penetrating):در اين حالت شيء جمجمه را سوراخ كرده و به سخت شامه و يا داخل مغز نفوذ ميكند.شكستگي و آسيب به كاسه سر ممكن است با آسيب به مغز همراه نباشد.و يا درشكستگي فرو رونده جمجمه ممكن است قطعه استخوان شكسته به داخل مغز فرو رفته و به مغز آسيب برساند.

ضايعات ترومايي مغز(traumatic brain injury)(tbi):

ضايعات ترومايي مغر ميتواند ناشي از آسيب بسته ويا نافذ سر باشد.آسيب ميتواند بروي نيمكره هاي مغز،مخچه و يا ساقه مغز تاثير بگذارد.

نكته:مغز از دو نيمكره مخ(cerebrum)، مخچه(cerebellum) و ساقه مغز(brain stem) تشكيل يافته است.

نكته:نيمكره هاي مغز هر كدام به بخشهاي كاركردي به نام لوب(lobe) تقسيم بندي ميشوند. لوب قدامي(frontal lobe)، لوب گيجگاهي(temporal lobe)، لوب آهيانه اي(parietal lobe) و لوب پس سري(occipital lobe)





نكته:هر كدام از بخش هاي مغز داراي كاركرد خاصي ميباشند:

1-لوب قدامي: شخصيت، حل مسئله، هيجانات، تمركز، قضاوت، تكلم، حركات ارادي.

2-لوب گيجگاهي: حافظه، شنوايي، چشايي، بويايي، درك زبان، سازماندهي.

3- لوب آهيانه اي: حس لامسه، ادراك فضايي، ادراك ديداري، افتراق اندازه، رنگ و اشكال از يكديگر.

4- لوب پس سري: بينايي.

5- مخچه: تعادل، هماهنگي حركتي، فعاليت حركتي ظريف.

6- ساقه مغز: تنفس، ضربان قلب، سطح هوشياري، بلع،حس تعادل، چرخه خواب و بيداري.

نكته:اكنون بسته به محل تروما علايم ضربه مغزي و اختلال كاركردي متفاوت ميباشد.

نكته: هنگامي كه مغز دچار آسيب ميشود، نحوه تفكر، شخصيت و كاركردهاي جسمي فرد دستخوش تغيير ميگردند. اين تغييرات ممكن است گذرا و يا دائمي باشد.

نكته: همچنين آسيب به لوب هاي كاركردي مغزي ي راست و چپ ميتواند پيامدهاي متفاوتي را در بر داشته باشد.بطور مثال آسيب به نيمكره راست مغز باعث كاهش كنترل بروي حركات سمت چپ بدن ميگردد، و بالعكس.

نكته: در آسيب هاي مغزي منتشر، هر دو سمت چپ و راست مغز درگير ميشوند.

نكته: پيامد هاي آسيب به مغز غير قابل پيش بيني است. آسيب به مغز ميتواند بروي هويت، شخصيت، شيوه تفكر، عملكرد و احساسات ما تاثير دائمي بجا بگذارد. ضربه مغزي ميتواند در عرض چند ثانيه مسير زندگي شما را تغيير دهد. هيچ دو آسيب مغزي بطور كامل مشابه يكديگر نيستند. تاثيرات آسيب مغزي پيچيده بوده و بسته به فاكتورهايي نظير علت، محل و شدت آسيب، متفاوت از يكديگر است.

علل ايجاد ضربه مغزي:

1- ضربه مغزي زماني روي ميدهد كه يك نيروي خارجي با چنان شدتي به سر برخورد ميكند، كه مغز در كاسه سر حركت كرده و يا باعث شكستگي جمجمه و آسيب مستقيم به سر ميگردد.

2- ضربه مستقيم به سر ميتواند تا آن حد بزرگ باشد كه به مغز آسيب رساند. مانند سوانح رانندگي، اصابت گلوله، سقوط، ضربه توسط اشياء و زدو خورد هاي فيزيكي.

3- افزايش و كاهش سريع و ناگهاني سرعت و شتاب حركت سر، موجب آن ميشود كه مغز در داخل كاسه سر حركت كند. استرس ناشي از حركات سريع منجر به پاره شدن تارهاي عصبي و آسيب به مغز ميگردد. (بنابراين هنگامي كه در رانندگي بطور ناگهاني بدن و سر متوقف ميگردد، حتي اگر سر به شيئي برخورد هم نكند ممكن است مغز آسيب ببيند)




انواع آسيب ناشي از ضربه:

1-ضربه اوليه: دراين حالت آسيب در محل ضربه پديد مي آيد.

2-ضربه ثانويه: دراين حالت آسيب به نقطه مخالف مغز (محل اصابت ضربه) وارد ميگردد. (معمولا وقتي كه سر در حال حركت به يك شيء ثابت برخورد ميكند)





انواع آسيب هاي مغزي:

1-له شدگي مغز(contusion): به كوفتگي و له شدگي قشر مخ اطلاق ميگردد. هنگامي كه سر به يك شيء محكم برخورد ميكند و بالعكس.

2-تكان مغزي(concussion): تكان مغزي در پاسخ به حركت ناگهاني سر (كه باعث برخورد مغز به كاسه سر ميشود)،ضربه مستقيم به سر، اصابت گلوله وتكان دادن سريع سر ايجاد ميگردد. تكان مغزي متداول ترين نوع آسيب مغزي ميباشد كه ممكن است در پي آن عروق خوني در مغز كشيده شده و اعصاب مغزي آسيب ببينند. تكان مغزي ممكن است بدون علايم شكستگي جمجمه، خونريزي و ورم مغز باشد. علايم آن شامل:

- حالت تهوع و استفراغ.

- گيجي.

-اختلال در حس بينايي. (تاري ديد)

- سردرد.

- فراموشي وقايع قبل و يا پس از ضربه مغزي (بطور گذرا و كمتر از 10 دقيقه)

- از دست رفتن موقت هوشياري (كمتر از 10 دقيقه) (فرد ممكن است بيهوش نشود و تنها احساس گيجي كند)

- از دست دادن تعادل.

- اشكال در تمركز.

معمولا علايم پس از 72 ساعت محو ميشوند. اما ممكن است علايم تا ماهها باقي بمانند. ساير علايم تكان مغزي به شرح زير است:

-حساسيت به نور و صدا.

- مشكلات حافظه و تمركز پايدار.

- افسردگي و اضطراب.

- خستگي.

- اختلال در خواب.

- تغيير در خلق و خو.

- زنگ زدن گوش.

درمان تكان مغزي شامل استراحت مطلق تحت نظر پزشك ميباشد. نكته بسيار مهم در رابطه با تكان مغزي آن ميباشد كه تا بهبودي كامل علايم ناشي از ضربه بايستي از فعاليت هايي كه ممكن است منجر به آسيب مجدد گردد، جداً خودداري كرد. چراكه چنانچه آسيب هاي ناشي از ضربه نخست بطور كامل برطرف نشده باشد، وارد آمدن ضربه به سر ولو يك ضربه نه چندان محكم، ميتواند به آسيب جدي و حتي به مرگ منجر گردد.

نكته: افرادي كه 15 دقيقه علايم تكان مغزي در آنها باقي مي ماند، به مدت يك هفته ، و افرادي كه در پي تكان مغزي هوشياري خود را از دست ميدهند، بايستي حداقل به مدت يك ماه از فعاليت هايي كه منجر به آسيب مجدد ميگردد پرهيز كنند (ويژه ورزشكاران).

3- آسيب منتشر آكسوني(diffuse axonal injury): به علت تكان شديد و يا چرخش شديد سر ايجاد ميشود. هنگامي كه سر بطور ناگهاني تكان ميخورد (بصورت شلاقي)بدون اينكه به شيئي برخورد كند، افزايش و كاهش ناگهاني سرعت ميتواند به مغز آسيب برساند. پارگي بافت اعصاب در پي اين آسيب ميتواند كاركرد طبيعي مغز را مختل كرده و به آسيب كلي مغز،كما و حتي مرگ منجر گردد.

نكته: هنگامي كه سر در حال حركت ناگهان از حركت باز مي ايستد، مغز كماكان به حركت خود ادامه ميدهد و به ديواره داخلي جمجمه برخورد ميكند. كه ميتواند باعث له شدگي و يا خونريزي مغزي گردد.

نشانگان نوزاد تكان داده شده(shaken baby syndrome): تكان دادن شديد نوزادان باعث كشيده شدن و آسيب سلولهاي عصبي ظريف گرديده و ميتواند به تشنج، كما، ناتواني هاي دائمي و مرگ منجر گردد. در پي آن پارگي عروق خوني مغز و خونريزي مغزي سبب تجمع خون گرديده كه خود موجب فشرده شدن بافت مغز و از سويي ورم مغز ميشود كه منجر به آسيب ديدن مغز ميشود. علايم آن در نوزادان شامل: تحريك پذيري، تغيير در الگوي تغذيه اي، خستگي، اشكال و دشواري در تنفس، اتساع مردمك چشم، استفراغ و تشنج ميباشد.

آسيب هاي ثانويه به مغز (در پي آسيب مغزي):

1-ورم مغز(edema): ورم مغز باعث افزايش فشار درون جمجمه اي مي شود كه از ورود خون به كاسه سر (بمنظور رساندن گلوگز و اكسيژن به مغز) جلوگيري ميكند. افزايش فشار داخل جمجمه اي بايستي توسط دارو و يا ايجاد حفره هايي بروي كاسه سر و تخليه مايع مغزي-نخاعي برطرف گردد.

2-هماتوم(hematoma):به تجمع خون و لخته خون به علت پارگي عروق خوني اطلاق ميگردد.خونريزي ممكن است بين سخت شامه و كاسه سر(اپيدورال)،بين سخت شامه و عنكبوتيه(ساب دورال)، بين نرم شامه و غشاء عنكبوتي(ساب آركنوئيد)(كه سبب نشت خون به درون مايع مغزي-نخاعي ميشود) و يا درون خود مغز ايجاد شود.هماتوم بايستي توسط عمل جراحي برداشته شود.

3-هيدروسفالوس(hydrocephalus): به تجمع مايع در درون و يا اطراف مغز اطلاق ميگردد.مغز داراي 4 بطن ميباشد كه مايع مغزي-نخاعي در آنها جريان دارد. وقتي كه خون وارد اين بطن ها ميشود، محل جذب مايع مغزي-نخاعي دچار انسداد گرديده و مايع مغزي-نخاعي در مغز تجمع مي يابد. اين تجمع باعث افزايش فشار و آسيب به مغز ميگردد. براي كاهش فشار به عمل جراحي نياز است.

4-عفونت مغز و پرده هاي آن: در صورتي كه آسيب از نوع نافذ باشد مغز و پرده هاي آن مستعد عفونت ميشوند.



علايم آسيب (ضربه) مغزي:

علايم آسيب مغزي ميتواند آني بوده، و يا پس از ساعت ها و يا روزها خود را بروز دهند.

علايم ضربه مغزي خفيف:

ممكن است در آسيب مغزي خفيف فرد هوشياري خود را از دست ندهد و يا به مدت خيلي كوتاه (چند ثانيه تا چند دقيقه) بيهوش شود. فرد ممكن است تا چند روز پس از ضربه به سر احساس گيجي و آشفتگي كند.

1-سردرد.
2-احساس منگي و سبك بودن سر.
3-سرگيجه.
4-تاري ديد، دوبيني، حساسيت به نور، ناتواني در حركت دادن چشمها، چشمها سريع خسته ميشوند و يا نابينايي.
5-زنگ زدن گوشها.
6-احساس طعم بد در دهان.
7-خستگي و بي حالي.
8-تغيير در الگوهاي خواب (بي خوابي و يا خواب بيش از حد)
9-اختلال در تمركز، حافظه، توجه، تفكر و قضاوت.
10-برهم خوردن تعادل بدن.
11-اشكال در بلع و گفتار (گفتار نا مفهوم).
12-كند شدن روند انديشدن، تكلم، خواندن و عملكرد.
13-تغيير در رفتار و خلق و خو. (افسردگي، اضطراب، تحريك پذيري)
14-علايم بدون تغيير باقي مانده و يا رو به بهبودي ميروند. تشديد علايم بيانگر آسيب هاي حاد تر ميباشد.


علايم آسيب مغزي شديد:

علاوه بر علايم آسيب مغزي خفيف شامل علايم ذيل نيز ميباشد.

1-از دست رفتن هوشياري، منگي و خواب آلودگي.
2-افت فشار خون و سرعت تنفس.
3-تشنج ها.
4-شكستگي جمجمه، كوفتگي صورت، جراحت پوست سر و ورم سر.
5- خروج مايع مغزي-نخاعي از بيني، دهان و يا گوشها. (ممكن است شفاف و يا خون آلود باشد)
6-سر درد شديد، پايدار و تشديد شونده.
7-تحريك پذيري، تغيير در شخصيت،رفتار و هيجانات.
8-بي قراري، فقدان هماهنگي حركتي.
9-ناتواني در حركت دادن يك يا چند عضو بدن (دست ها و پاها) و يا كرختي و سوزن سوزن شدن آنها.
10-سفتي گردن.
11-حالت تهوع و استفراغ تكرار شونده.
12-تغيير در سايز مردمكهاي چشم (اتساع يك يا هر دو مردمك چشم و يا نابرابري اندازه مردمكها)
13-اختلال و از كار افتادن حواس بينايي، شنوايي، بويايي و يا چشايي.
14-ناتواني در بيدار شدن از خواب.
15-فلج شدن بدن.
16-از دست دادن كنترل مثانه و مدفوع.
17-بد شكلي ها و فرو رفتگي هاي آشكار بروي سر و يا صورت.

علايم آسيب مغزي در كودكان:

1- گريه بي وقفه، آرام نگرفتن.
2-امتناع از غذا خوردن و بدخلقي كردن.
3-از دست دادن علاقه به اسباب بازيها و فعاليت هاي محبوب خود.
4-خستگي و بي قراري.
5-استفراغ.
6-ناتواني در حفظ تعادل و راه رفتن.
7-تغيير در الگوي خواب.
8-ناتواني در يادگيري مطالب و مهارتهاي جديد.

عوارض توام با ضربه مغزي و مشكلات بلند مدت مرتبط با آن:

تشنج ها، هدروسفالوس، هماتوم ها، عفونت مغز و پرده هاي آن، نشت مايع مغزي-نخاعي، سكته مغزي، فلج شدن عضلات صورت، زخم بستر (پس از بستري شدن در بيمارستان)، عفونتهاي اداري و مثانه، ذات الريه (پنوموني)، ترومبوز (لخته خون) وريدي عمقي در پاها، آمبولي ريوي، افزايش سوخت و ساز بدن، ادم ريوي (تجمع مايع در بافت ريه)، برهم خوردن تعادل مايعات و هورمونهاي بدن، ابتلا به پاركينسون، آلزايمر و زوال عقل.

اثرات ضربه مغزي بروي سطح هوشياري:

عموما 8 حالت غير عادي هوشياري در پي ضربه مغزي عارض ميگردد: گيجي، روان آشفتگي، بهت، كما، حالت نباتي، حالت نباتي پايدار، حالت هوشياري حداقل، نشانگان (locked -in) و مرگ مغزي.

گيجي ( Confusion ): عبارت است از عدم آگاهي به زمان و مكان ، عدم واكنش مناسب به محركهاي محيطي ، پاسخ هاي بيمار كوتاه و بي ربط است ؛ با محركهاي صوتي و سمعي بيدار مي شود ولي خواب آلوده است و سريعاً بخواب مي رود .

روان آشفتگي و يا دليريوم(Delirium): علاوه بر علائم منگي بيمار داراي تعريق، تاكيكاردي (افزايش ضربان قلب)، لرزش دستها، فراموشي، تغييرات احساسي و شخصيتي، گفتار گسسته، تفكر غير سازمان يافته، توهم، تغييرات سريع درحالات ذهني (از بي حالي به بي قراري و بالعكس)، گاه تشنج و كاهش خواب است .

بهت و يا استوپور(stupor) : دراين حالت مصدوم بي حركت است و به محركات عادي پاسخ نميدهد. اما توسط محركات قوي نظير تحريكات دردناك ميتوان وي را بطور مختصر و كوتاه مدت تحريك كرد. (كه مصدوم فرياد و يا جيغ ميكشد). در حالت بهت فرد بطور اندك از محيط پيرامون خود آگاهي دارد.

(locked -in syndrome): در اين حالت بيمار هوشيار و بيدار است، اما به علت فلج بودن كامل بدن (عضلات ارادي) قادر به حركت دادن بدن و برقراري ارتباط با ديگران نيست. در اين حالت فرد تنها ميتواند با حركت دادن چشمها بطور عمودي و يا پلك زدن با ديگران ارتباط برقرار كند. اين حالت در پي آسيب به قسمتهاي تحتاني مغز (ساقه مغز) و سالم ماندن بخش هاي فوقاني مغز ايجاد ميگردد. اين حالت معمولاً درمان ندارد.

اغماء و يا كما(coma/camatose): كما يك واژه يوناني به معني خواب عميق است. كما به حالت بيهوشي عميق و پايدار اطلاق ميگردد. بيمار به كما رفته را نميتوان از خواب بيدار كرد (حتي با محركات دردناك فيزيكي)، بيمار به محركات نور و درد پاسخ نميدهد، فاقد چرخه خواب و بيداري است و از فعاليتهاي ارادي و هدفمند در وي خبري نيست. پيامد كما به علت، موقعيت، شدت و وسعت آسيب نورولوژيك (عصبي) بستگي دارد، كه از بهبودي و بهوش آمدن و تا مرگ متغير ميباشد. چنانچه بيمار از كما خارج شود، روند بهبودي تدريجي است، بطوري كه بيمار در روزهاي نخست تنها براي چند دقيقه از خواب بيدار ميشود، كه اين مدت بيداري بتدريج افزايش مي يابد. در ضمن افرادي كه از كما خارج مي شوند با طيف وسيعي از اختلالات جسمي، رفتاري، ذهني و رواني موقت و دائمي روبرو ميشوند. حالت كما بندرت بيش از 3-2 هفته بطول ميانجامد. اما امكان دارد اين حالت تا ماهها و سالها نيز باقي بماند. پس از كما يا بيمار به حالت (زندگي) نباتي وارد شده و يا فوت ميكند.

نكاتي راجع به حالت كما:

1-مدت زمانيكه بيمار در حالت كما بسر خواهد برد غير قابل پيش بيني است.

2-وضعيت سلامتي بيمار پس از خارج شدن از حالت كما نيز غير قابل پيش بيني است.

3-راه درماني خاصي براي خارج ساختن بيماران از حالت كما وجود ندارد.(تنها پزشكان در اين مدت بيمار را در برابر عفونتها و آسيب هاي احتمالي بعدي تحت مراقبت قرار ميدهند)

4-مقياس كماي گلاسگو(glasgow scale)، مقياسي است كه به كمك آن شدت و درجه كما را تعيين ميكنند. مؤلفه هاي اصلي اين مقياس عبارتند از: باز شدن و پاسخ چشمي،پاسخ كلامي و پاسخ (موتور) حركتي.

5-توصيه ميگردد در كنار بيماري كه در حالت كما و يا زندگي نباتي بسر ميبرند، مراقبت گفتگوهاي خود باشيد چراكه ممكن است بيمار صحبتهاي شما را بشنود. از گفتگوهاي منفي و مايوس كننده اجتناب ورزيد.

حالت و يا زندگي نباتي(vegetative state): دراين حالت بيمار ناهشيار بوده و از محيط پيرامون خود آگاهي ندارد، فاقد كاركردهاي شناختي است، اما داراي چرخه خواب و بيداري بوده، و در زمانهاي كوتاهي بيدار بنظر ميرسد. همچنين عمل تنفس و گوارش طبيعي ميباشد. در اين حالت بيمارممكن است چشمان خود را باز كرده،سروصدا و يا حركت كند. بر خلاف حالت كما بيمار چشمانش باز است (معمولا در يك وضعيت ثابت و يا ميتواند اشياء را دنبال كند). بيمار ممكن است چرخه خواب و بيداري، و يا بيداري پايدار را تجربه كند. پاسخ عمومي به درد در بيمار وجود دارد (افزايش ضربان قلب وسرعت تنفس و تعريق). هرگاه اين حالت بيش از يك ماه بطول انجامد به آن "حالت نباتي پايدار" اطلاق ميگردد. ممكن است بيمار از خود رفتارهايي دال بر هوشيار بودن بروز دهد نظير: به هم ساييدن دندانها، بلع، لبخند زدن، اشك ريختن، ناله كردن و فريا د كشيدن بدون دخالت محرك خارجي. افراديكه وارد مرحله نباتي ميشوند ممكن است سالها در اين حالت باقي بمانند. هر چه سن بيمار كمتر باشد شانس بهبودي و بدست آوردن هوشياري كامل در وي بيشتر است. كودكان 60 درصد و بزرگسالان 50 درصد شانس آن را دارند كه ظرف 6 ماه از اين حالت خارج گردند. اما پس از يك سال شانس بهبودي بسيار كاهش مي يابد. حتي اگر بيمار پس از يك سال بهوش بيايد، معمولا تا پايان عمر از ناتواني هاي عمده جسمي و ذهني رنج خواهد برد. (يا بيمار از حالت كما وارد زندگي نباتي ميشود و يا زماني كه نيمكره هاي مغز آسيب ديده، اما ساقه مغز سالم باقي مانده باشد)

حالت هشياري حداقل(minimally conscious state): دراين حالت بنظر ميرسد بيمار در حالت زندگي نباتي بسر ميبرد، اما قادر به پردازش اطلاعات، بروز رفلكس هاي اوليه، پيروي از فرامين ساده و آگاهي از محركات محيطي ميباشد.

مرگ مغزي(brain death): به حالت توقف كامل فعاليت هاي مغز اطلاق ميگردد، كه بازگشت ناپذير است. در اين حالت بيمار تنها به كمك دستگاه تنفس مصنوعي(ونتيلاتور) قادر به ادامه زندگي نباتي خود ميباشد و به محض جدا كردن دستگاه بيمار فوت خواهد كرد.

چه وقت به پزشك مراجعه كنيم:

توصيه ميگردد در پي آسيب و ضربه به سر حتي اگر علايم آسيب به سر بروز نكرده و حال مصدوم بظاهر خوب باشد، باز هم به مركز اورژانس مراجعه كنيد.

درمان پس از بهوش آمدن:

معمولاً پس از بهبودي بيماران بايستي تحت بازتواني قرار گيرند. كه شامل گفتار درماني، فيزيوتراپي، روان درماني، توانبخشي شغلي و اجتماعي ميباشد.

كمك هاي اوليه هنگام مواجهه با آسيب مغزي:

1-با مركز فوريت هاي پزشكي تماس بگيريد.

2-راه هاي هوايي، تنفس و گردش خون مصدوم را كنترل كنيد. در صورت لزوم تنفس مصنوعي و عمليات احياء قلبي را آغاز كنيد.

3-چنانچه ضربان قلب و تنفس بيمار طبيعي بود، اما مصدوم از هوش رفته بود، با وي مانند يك مصدوم آسيب ديده از ناحيه ستون فقرات برخورد كنيد. سر و گردن را با قرار دادن دستها در دو طرف سر مصدوم، تا از راه رسيدن نيروهاي امدادي، ثابت نگه داريد. سر را در راستاي ستون فقرات ثابت و بي حركت نگاه داريد.

4-هرگونه خونريزي را با محكم فشار دادن محل جراحت توسط يك پارچه تميز متوقف سازيد. چنانچه يك پارچه ناكافي بود يك تكه پارچه ديگر را بروي پارچه قبلي قرار دهيد.

5-چنانچه احتمال شكستگي جمجمه را مي دهيد، از اعمال فشار مستقيم بروي محل جراحت خودداري كنيد. از بيرون كشيدن هرگونه قطعه خارجي از روي محل جراحت خودداري كنيد. سپس زخم را با يك گاز استريل بپوشانيد.

6-چنانچه مصدوم استفراغ ميكند، سر وي را به يك سو برگردانيد تا از خفه شدن وي جلوگيري كرده باشيد.

نكات مهم:

1-از مصرف آسپرين براي تسكين درد اجتناب كنيد.

2-در موارد خفيف ضربه به سر مصدوم را حداقل به مدت 24 ساعت تحت نظر قرار دهيد. چراكه علايم آسيب جدي ميتواند با تاخير خود را بروز دهند. حتي وقتي فرد خواب است وي را هر 3-2 ساعت يكبار از خواب بيدار كرده و سطح هوشياري وي را با پرسيدن سؤالاتي نظير"اسم تو چيست" كنترل كنيد.

3-از شستشوي سري كه داراي جراحت عميق بوده و خونريزي زياد دارد خودداري كنيد.

4-از خارج ساختن اشياء و استخوانهايي كه ازمحل زخم بيرون زده اند خودداري كنيد.

5-از حركت دادن مصدوم مگر در صورت لزوم خودداري كنيد.

6-از تكان دادن مصدوم بمنظور بهوش آوردن و يا برطرف كردن حالت گيجي خودداري كنيد.

7-چنانچه نسبت به آسيب جدي به ناحيه سر مشكوك ميباشيد و مصدوم كلاه ايمني بر سر دارد، از خارج كردن كلاه ايمني خودداري كنيد.

8-پس از اصابت ضربه به سر به مدت 48 ساعت از مصرف آسپرين و مشروبات الكلي خودداري كنيد.

9-چنانچه احتمال آسيب به سر كودك را ميدهيد از بلند كردن وي از روي زمين خودداري كنيد.

نكات مهم در دوران بهبودي پس از ضربه خفيف به سر:

1-تا ميتواند استراحت كنيد.

2-از انجام فعاليتهايي كه ممكن است منجر به وارد آمدن ضربه و تكان سر گردد، خودداري كنيد.

3-تا زماني كه پزشكتان به شما اجازه نداده از رانندگي كردن، دوچرخه سواري، موتورسواري و استفاده از وسايل سنگين(مانند بلند كردن وزنه) خودداري كنيد.

4-چنانچه در حافظه و يادآوري اطلاعات دچار مشكل شده ايد، مواردي كه ميخواهيد به ياد آوريد را يادداشت كنيد.

چگونه از آسيب هاي مغزي پيشگيري كنيم؟

1-همواره از وسايل ايمني در حين فعاليت هايي كه امكان آسيب به سر در آنها وجود دارد، بهره گيريد.

2-هنگام رانندگي حتما از كمربند ايمني استفاده كنيد. حين موتور سواري حتماً كلاه ايمني بر سر كنيد.

3-حين فعاليت هاي ورزشي پر برخورد نظير دوچرخه سواري، اسكيت سواري، هاكي، بيس بال، اسب سواري، كوهنوردي و اسكي حتما از كلاه ايمني استفاده كنيد.

4-براي كودكان از صندلي و كمر بندهاي ايمني مخصوص استفاده كنيد.

5-هنگام بازي مراقب كودكان خود باشيد.

6-قبل از اقدام به رانندگي از مصرف مشروبا ت الكلي خودداري كنيد.

7-اطمينان حاصل كنيد زمين محل بازي كودكان تان از مواد ضربه گير ساخته شده باشد.

8-از نگهداري اسلحه در منزل اجتناب كنيد.

9-راهكارهايي را براي كاهش احتمال سقوط در منزل بكار بنديد. براي راه پله ها نرده نصب كنيد، از كفپوش هاي غير لغزنده در حمام استفاده كنيد، از به پا كردن دمپايي هاي با كف لغزنده خودداري كنيد، وضعيت روشنايي منزل خود را بهبود بخشيد، بروي پنجره ها حفاظ نصب كنيد تا از سقوط كودكان جلوگيري كنيد، در هم ريختگي محل تردد خود را برطرف كنيد، با انجام فعاليت بدني منظم توانايي حفظ تعادل خود را بهبود بخشيد.

10-چنانچه خطر آسيب به سر در شغل شما وجود دارد، حتما در ساعات كاري از كلاه ايمني استفاده كنيد.


مطلب بعدی   ::  مطلب قبلی

   
  
تقشه سایت